در حیرتم
ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ خرداد ،۱۳۸٧  

 هنوز هم در حیرتم



 
پیش بینی فردوسی در باره ی شاهنامه
ساعت ۸:۱٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ خرداد ،۱۳۸٧  

پی افکندم از نظم کاخی بلند

که باد و باران نیابد گزند



 
جشنواره، ابزار ارتقای کیفیت بصری
ساعت ٧:٥٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ خرداد ،۱۳۸٧  

در گفت‌و‌گو با محبت‌اله‌همتی

( دبیر سومین جشنواره‌ی تصویرسازی کتاب‌های درسی):

 

 

جشنواره، ابزار ارتقای کیفیت بصری

                  کتاب‌های درسی است

 

 

جشنواره‌ که از راه رسید، تصویرگری برای کتاب‌های درسی بیش از پیش دغدغه‌ی ذهنی هنرمندان این عرصه شد. در همان نخستین روزها که جشنواره شکل می‌گرفت، تصویرگران از چیزی حرف می‌زدند که سال‌های سال با آن انس گرفته بودند اما چندان جدی سراغش را نمی‌گرفتند.  جشنواره آمد تا زمینه‌سازی برای ارتقای کیفی کتاب‌های درسی از جنبه‌ی هنری معنا پیدا کند و دست‌اندرکاران بتوانند از این طریق نیروهای مستعد و خلاق را برای امور هنری کتاب‌های درسی شناسایی کنند. از روزی که جشنواره کلید خورد، این امید هم در دل اهل فرهنگ و هنر جان گرفت که می‌توان با بررسی و شناخت مشکلات تصویرسازی علمی و آموزشی ، آرام آرام بر نقش تصویر در مباحث آموزشی کتاب‌های درسی تأکید کرد و فرهنگ عمومی را در این زمینه ارتقاء داد.

وقتی کاتالوگ جشنواره‌ی اول و دوم را ورق می‌زنید، با مشاهده‌ی آثار تصویرگران ، به راحتی می‌توان فهمید که با یک دنیا امید و اشتیاق باید به استقبال جشنواره‌ی سوم رفت و به آینده امیدوار بود. کتاب‌های درسی جدید که طی چند سال اخیر انتشار یافته، خود بهترین گواه بر این مدعاست که جشنواره‌ی تصویرسازی کتاب‌های درسی آثار مفید و مثبتی در این مدت از خود بر جای گذاشته است. اینک جشنواره‌ی سوم پیش‌روی ما قرار دارد. برای آشنایی هر چه بیشتر با ابعاد و زوایای جشنواره‌ی سوم ، گفت ‌و‌گویی را با محبت‌اله ‌همتی دبیر جشنواره‌ پشت سر گذاشتیم. پرسش‌های متعددی را با او در میان گذاشتیم و همتی از سر صبر و حوصله به تک‌تک این سؤال‌‌ها پاسخ داد.نتیجه‌ی این گفت‌و‌گو را با هم می‌خوانیم.

 

...

 

¿ جشنواره‌ی تصویرگری کتاب‌های درسی امروز سومین دوره‌ی خود را تجربه می‌کند. اجازه بدهید گفت ‌و‌گو را با این پرسش آغاز کنیم: « که حد فاصل جشنواره‌ی اول تا جشنواره‌ی سوم چه اتفاقاتی در حوزه‌ی تصویرگری کتاب‌های درسی رخ داده که می‌توان آن را به این جشنواره مرتبط ساخت.» و به عبارت دیگر: «آن رویداد‌ها و رخدادها را می‌توان برگرفته از جشنواره‌ی تصویرگری کتاب‌های درسی دانست؟»

خوب است در ابتدا اشاره کنم که اصولاً صِرف برگزاری جشنواره‌ی تصویرسازی برای ما هدف نیست. حال این سؤال به ذهن می‌رسد که وقتی جشنواره را یک جریان فرهنگی می‌دانیم، این جریان چه ارتباطی با سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی می‌تواند داشته باشد؟ هدف‌های برگزاری این جشنواره در فراخوان‌های اول تا سوم جشنواره بیان شده است. من برای آشنایی مخاطبان این گفت ‌و‌گو، به تعدادی از هدف‌های برگزاری جشنواره اشاره می‌کنم:

1 زمینه‌سازی برای ارتقای کیفی کتاب‌های درسی از جنبه‌ی هنری؛

2 ارتقای فرهنگ عمومی برای آشنایی با جنبه‌های هنری کتاب‌های درسی و نقش آن در یادگیری دانش‌آموزان؛

3 شناخت نیروهای مستعد و خلاق برای طراحی هنری و همکاری در تولید کتاب‌های درسی ؛

4 بررسی و شناخت مشکلات تصویرسازی علمی و آموزشی با تأکید بر نقش تصویر آموزشی در کتاب‌های درسی؛

با برگزاری این جشنواره، اولاً تصویرسازی کتاب‌های درسی برای تصویرگران موضوعیت پیدا می‌کند و برای دیگر دست‌اندرکاران کتاب‌های درسی اهمیت خود را باز می‌یابد. ثانیاً زمینه و بستری فراهم می‌شود تا بتوانیم از هنرمندان این حوزه‌ در کشورمان برای تصویرسازی در کتاب‌های درسی بهره‌مند شویم.

 

 

 ¿برای تصویرسازی کتاب‌های درسی از نگاه شما چند راه می‌توان در نظر گرفت؟

به نظر من از منظر کار سازمانی، اصولاً دو راه بیشتر برای تصویرسازی کتاب‌های درسی وجود ندارد. یک راه ، روش متمرکز است. بدین معنا که باید یک آتلیه‌ی مرکزی ایجاد کنیم و عده‌ای تصویرگر را هم استخدام نماییم تا برای کتاب‌های درسی، تصویرسازی شود.این روش معایبی به دنبال دارد. با انجام این کار شما از هنرمندانی که کارشان در چارچوب اداری تعریف نمی‌شود، یک کارمند می‌سازید. یعنی کار خلاقانه به مرور از میان می‌رود و این افراد رأس یک ساعت معین در محل کار حضور پیدا می‌کنند و پس از انجام کار در قالب اداری، در ساعت پایانی هم مجموعه را ترک می‌کنند. عیب دیگر این است که به مرور تصویرگران از کارآیی می‌افتند. زیرا تصویرسازی که کاری هنری و خلاقانه است، به شکل یک کار اداری و موظف در می‌آید و هنرمند به مرور توان و انرژی خود را در جای دیگری مصرف می‌کند.

نکته‌ی دیگر این است که ما آن قدر پروژه‌ی تصویرسازی به صورت وسیع و گسترده‌ در اختیار نداریم که نیاز داشته باشیم در طول سال و حتی سال‌های بعد، تغییراتی انجام بدهم و بخواهیم به خاطر آن آتلیه‌ی دائمی ایجاد کنیم، عیب بعدی این است که وقتی شما آتلیه‌ی مرکزی ایجاد می‌کنید دیگر نمی‌توانید از ظرفیت‌های بیرون از سازمان بهره ببرید و خود را محدود به هنرمندانی می‌کنید که با شما در سازمان همکاری دارند.

روش دوم، شیوه‌ی غیر متمرکز است. بدین معنا که یک پروژه تعریف می‌کنیم و برای آن یک نفر را به عنوان مدیر پروژه یا مدیر هنری در نظر می‌گیریم. مدیر هنری هم کارگروه‌های خودش را تشکیل می‌دهد که بخش عمده‌ای از آن‌ها تصویرگر هستند. وقتی هم پروژه تمام شد، کارگروه از هم جدا شده و برای پروژه‌های دیگر، دوباره کارگروه دیگری با ترکیب جدید یا همان ترکیب قبلی شکل می‌گیرد. البته هیچ الزامی نیست که همان نفرات قبلی دوباره در کارِ گروهی حضور داشته باشند. بنابراین می‌توانیم از مجموعه‌ی تصویرگران متفاوت در زمان‌های مختلف استفاده کنیم. اینجاست که امکان استفاده از نیروهای خلاق‌تر، جوان‌تر و تازه‌تر برای شما فراهم می‌شود. اما عیب بزرگ این روش آن است که افراد پروژه کاملاً در اختیار شما نیستند. بنابراین، پروژه در یک بستر زمانی طولانی‌تر شکل می‌گیرد و به نتیجه می‌رسد، و این با وضعیت فعلی فرآیند تولید کتاب‌های درسی جور در نمی‌آید.

... و اما آن‌چه که در فاصله‌ی جشنواره‌ی اول تا سوم اتفاق افتاده، بدین ترتیب قابل طرح و بررسی است:

اول این‌که تصویرسازی کتاب‌های درسی برای عده‌ای از تصویرگران موضوعیت پیدا کرده و تصویرگران علاقه‌ نشان داده‌اند تا برای کتاب‌های درسی تصویرسازی کنند.

دوم این که توانستیم تعدادی تصویرگر برای تصویرسازی کتاب‌های درسی شناسایی کنیم که نوع کار و تکنیک آن‌ها متناسب با کتاب‌درسی است. افراد علاقه‌مند برای آشنایی با این تصویرگران و آثار آنان می‌توانند به کاتالوگ‌های جشنواره‌ی اول و دوم مراجعه کنند. کاتالوگ جشنواره‌ی اول با عنوان یادهای کودکی و کاتالوگ دوم با عنوان باز باران منتشر شد و در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفت. از طریق ورق زدن این کاتالوگ‌ها و دیدن آثار می‌توان با کارهای هنرمندان و تصویرگران آشنا شد. در واقع از این طریق می‌توان فهمید چه کسانی چه تکنیک‌هایی برای جشنواره و کتاب‌های درسی کار کرده‌اند؟ از این طریق می‌توان صلاحیت‌های برتر را نشانه‌گیری و برای کارهای بعدی انتخاب کرد.

 

 

¿ آیا کاتالوگ جشنواره‌ی دوم با جشنواره‌ی اول تفاوتی محسوس دارد؟

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌ها این است که در کاتالوگ دوم تنوع تصویرگران به مراتب بیشتر از کاتالوگ اول است. انتظار هم می‌رود که در کاتالوگ سوم این تنوع افزایش پیدا کند. این‌جاست که می‌توان گفت ما به بخشی از اهداف تعریف شده برای جشنواره دست یافته‌ایم.

 

¿ در فاصله‌ی میان جشنواره‌ی اول تا سوم، تعدادی از کتاب‌های درسی از نظر تصویرگری تغییرات قابل توجه داشته است. آیا این تغییر و تحول هم می‌تواند مرتبط با جشنواره باشد؟

بله. یکی دیگر از رخدادهای حدفاصل جشنواره‌ی اول تا سوم ، همین کتاب‌ها یا به عبارت دیگر پروژه‌هایی است که با همکاری اداره‌ی کل چاپ و توزیع و تعدادی از تصویرگران تولید شده است .

¿ تا شروع سال تحصیلی 86-87 ، چند عنوان کتاب درسی با تصویرسازی جدید به مجموعه‌ی آموزشی کشور می‌پیوندد؟

می‌توان گفت تا شروع سال تحصیلی 86-87 تعداد 18 عنوان کتاب‌درسی با تصویرسازی جدید به جمع کتاب‌های درسی دانش‌آموزان کشور پیوسته است. این کتاب ‌ها نسبت به نسخه‌ی قبلی خود از کیفیت قابل قبولی برخوردار است. البته ما هنوز تا رسیدن به نقطه‌ی مطلوب راه درازی در پیش داریم. همان‌طور که پیش از این اشاره شد، یکی از هدف‌های مهم جشنواره، زمینه‌سازی برای ارتقای کیفی کتاب‌های درسی از جنبه‌ی هنری آن است. چاپ 18 عنوان کتاب، خود دلیلی برای نزدیک شدن ما  به یکی از اهداف جشنواره است. البته این هدف هم‌چنان جزو اهداف اساسی جشنواره تلقی می‌شود. برای سال تحصیلی ‌87-88 ، تعداد 12 عنوان کتاب دیگر هم به این مجموعه اضافه می‌شود.

  یکی دیگر از مسائل بسیار مهم این است که فرآیند آماده‌سازی کتاب با کیفیت مطلوب، کم کم جای خودش را بین کارشناسان درسی به عنوان یک کار تخصصی باز می‌کند.

این جشنواره باعث شد تا کارشناسان گروه‌های دفاتر برنامه‌ریزی و تألیف کتاب‌های درسی به امر تصویرسازی بیشتر توجه داشته باشند و به این مهم عنایت کنند. در واقع تولید کتاب درسی یک کار فرآیندی است که در تعامل بین همه‌ی پدید آورندگان، از جمله مؤلفان و تیم هنری شکل می‌گیرد. و به مرور این باور و اعتقاد در میان مؤلفان کتب درسی با چاپ کتاب‌های درسی مناسب ، جایگزین اندیشه‌ی قبلی می‌شود. باید گفت که کتاب درسی یک کتاب معیار است، بنابراین تصویر کتاب درسی و گرافیک آن نیز باید معیار باشد. در واقع جشنواره‌ به دنبال آن است که کتاب درسی، معیار تولید کند.

 

¿ شما از کتاب معیار چه تعریفی دارید؟

وقتی می‌گوییم کتاب معیار، منظور کتابی است که زبان آن به عنوان زبان فارسی معیار، و تصاویر آن به عنوان تصویرسازی معیار، و طراحی و گرافیک آن به عنوان یک کار معیار در حوزه‌ی‌ تولید کتاب‌های کودکان و نوجوانان تلقی شود. گرچه هنوز تا رسیدن به این مهم راه درازی در پیش داریم. البته باید گفت که این حرکت با برگزاری جشنواره‌ی تصویرسازی کتاب درسی شروع شد و هم‌چنان نیز ادامه دارد. بنابراین کتاب معیار ،کتاب مرجع و الگویی برای تولید کتاب خوب در حوزه‌ی کودک و نوجوان است.

 

¿ افقی را که امروز این جشنواره به آن می‌نگرد، کجاست؟

همان‌طور که عرض کردم، برگزاری جشنواره برای ما هدف نیست، بلکه راهی برای رسیدن به تولید کتاب درسی مناسب برای بچه‌های کشورمان است. کیفیت، موضوعی نیست که شما بتوانید در یک زمان مشخص به آن دست یابید و بگویید دیگر کار تمام است. کیفیت، یک مفهوم و روند روبه ‌رشد است. ما امروز نسبت به دیروز کارهای با کیفیت‌تری تولید می‌کنیم و سال دیگر نسبت به امروز کار با کیفیت بیشتری ارائه می‌شود. بنابراین همیشه باید دنبال کیفیت بود. کیفیتی که در زمان خودش باید نسبت به قبل، از درجه‌ی بالاتری برخوردار باشد. هدف اصلی ما تولید کتاب‌های درسی با کیفیت مناسب برای بچه‌هاست. وقتی حرف از کیفیت مناسب برای کتاب‌های درسی می‌زنیم، تصویرسازی یکی از عناصر مهم آن به شمار می‌رود. دیگر عوامل، مثل طراحی و گرافیک ، چاپ و صحافی مناسب هم از دیگر عوامل کیفیت محسوب می‌شود. در واقع گرافیک و سایر عناصر بصری، بخشی از محتواست. البته اگر منظور از محتوا همان محتوای متنی و نوشتاری باشد، این موضوع در اختیار جشنواره نیست و دفاتر برنامه‌ریزی و تألیف کتاب‌های درسی مسئولیت آن‌را بر عهده دارند.

 

¿ ما چه‌قدر با این افق فاصله داریم؟

این افق همیشه دست ‌نیافتنی است، منتهی مهم این است که شما آن افق را مدنظر داشته باشید و دایم به سمت آن حرکت کنید و جهت را فراموش نکنید. البته فاجعه زمانی رخ می‌دهد که شما تجربه‌ها را کنار بگذارید و به عقب برگردید. هنوز با تولید کتاب‌های با کیفیت فاصله داریم اما مهم این است که به سمت تولید کتاب‌هایی با کیفیت بهتر حرکت کنیم.

 

¿ فکر می‌کنید نوع برخورد با تولید هنری کتاب درسی چه تأثیری در کار دارد؟

تولید هنری کتاب‌های درسی، تخصصی است که باید به رسمیت شناخته شود. برخورد سطحی و ساده با بحث هنری کتاب‌های درسی، ما را به ساده‌اندیشی سوق می‌دهد و افراد را وادار می‌کند تا در یک دوره‌ی زمانی نامناسب، کارهای بی‌کیفیت تولید کنند. بنابراین انتظار بر این است که وقتی یک کتاب درسی در دوره‌های مختلف چاپ می‌شود، نسبت به دوره‌های قبل، از رشد کیفی قابل قبولی برخوردار باشد.

 

¿ به نظر شما چه عوامل دیگری وجود دارد که به کیفیت کتاب‌های درسی لطمه می‌زند؟

یکی از این عوامل تغییرات پی‌در‌ پی در محتوا ، تصویرسازی و گرافیک کتاب‌های درسی است. از آن‌جا که این تغییرات در یک دوره‌ی زمانی نامناسب و در کوتاه‌ترین زمان ممکن انجام می‌شود، کتاب درسی را شبیه لباسی می‌کند که مرتب وصله و پینه می‌شود.

 

¿ فکر می‌کنید چه شرایطی باید مهیا گردد تا به آن افق نزدیک‌تر شویم

ماهیت تعلیم و تربیت مفهوم رشد و بالندگی را در خودش دارد. بنابراین وقتی کارهای جدید تولید می‌کنید، اندیشه‌ی جدید نیز تولید می‌شود و این اندیشه‌های جدید کارهای تازه می‌طلبد بنابراین چنین روند‌ی ادامه پیدا می‌کند. مفهوم کیفیت، یک مفهوم روبه رشد است. نمی‌توان گفت که ما فلان اندازه به کیفیت رسیده‌ایم ، بنابراین متوقف شویم. وقتی به یک درجه از کیفیت می‌رسید، مرتبه‌ای بالاتر از آن را برای خودتان تعریف می‌کنید و در جهت رسیدن به کیفیت برنامه‌ریزی می‌کنید. بنابراین همه‌ی سعی شما بر آن خواهد بود که مسیر رو به کمالی داشته باشید و متوقف نشوید.آنچه که اهمیت دارد این است که با برگزاری جشنواره و زمینه‌ای که جشنواره برای تولید کتاب درسی مناسب فراهم می‌کند، می‌توانیم ادعا کنیم با استفاده از ظرفیت‌هایی درون جامعه و از طریق ترکیب آن با تجربه‌های درون سازمانی، به تولید کتاب‌های خوب خواهیم رسید. بهترین شاهد مثال برای این ادعا همان پروژه‌های تولید شده تا به امروز است.

 

¿ با شرایطی که شما از آن یاد کردید، کتاب‌های درسی از نظر تصویرسازی نسبت به گذشته رشد داشته است. اما خوب است بدانیم که در شرایط فعلی با کتاب‌های درسی خوب و روز دنیا چه‌قدر فاصله داریم؟

برای پاسخ به این سؤال باید تحقیقات تطبیقی انجام شود. من در همین فرصت از پژوهشگران عرصه‌ی تعلیم و تربیت و کارهای هنری دعوت می‌کنم تا در این زمینه به تحقیق و پژوهش بپردازند و ما نیز از نتایج دستاوردهای آنان در جشنواره‌ی آینده استفاده خواهیم کرد. البته در پاسخ به سؤال شما می‌توان گفت که در تولید برخی از کتاب‌ها، از روی کتاب‌های درسی کشورهای مختلف یک مشق نظری کرده‌ایم. به عبارت دیگر کسانی که این کتاب‌ها را تولید کرده‌اند، کتاب‌های مشابه را هم دیده‌اند. نسبت به کشورهای همسایه و منطقه به استناد کتاب‌های درسی آنان که در کتابخانه‌ی سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی موجود است، می‌توان گفت وضعیت مناسب‌تری داریم. همچنین خوب است به این نکته نیز اشاره کنم پیش از چاپ اولین و دومین کتاب سال تصویرگران، که توسط انجمن تصویرگران کتاب کودک چاپ شده است، در هیچ کاتالوگی اثری از تصویرهای کتاب‌های درسی دیده نمی‌شود. حال آن که در این دو کتاب تصاویری مربوط به کتاب‌های درسی قابل مشاهده است. این اتفاق و رویداد را آنان که با مقوله‌ی تصویرسازی و درج ارزش یک اثر هنری در کاتالوگ‌های تصویرگری آشنا هستند، به خوبی درک می‌کنند. این در حالی است که خود آموزش و پرورش برای چاپ این آثار در کتاب سال تصویرگران هیچ نقشی نداشته است.

 

 ¿ جشنواره‌ در دوره‌های قبل، شعار خاصی برای خودش داشت. شعار امسال جشنواره چیست؟

در جشنواره‌های اول و دوم شعار ما این بود: «چون به کودکان می‌اندیشیم ، با هم همراه شویم». این شعار همیشگی ماست. بنابراین در جشنواره‌ی سوم هم شعارمان همین است. مفهوم این  شعار‌ همانا مشارکت در تولید کتاب‌های خوب برای کودکان سرزمین مان ایران عزیز است. زیرا کودکان ما لایق کتاب‌هایی به مراتب بهتر از کتاب‌های امروز هستند. بسیاری از کودکان ایرانی در سراسر کشور به کتاب‌های غیر درسی دسترسی ندارند، در حالی که کتاب درسی تا دورترین نقاط کشور هم توزیع می‌شود. کودکان به اجبار در طول شبانه‌روز با کتاب‌های درسی سروکار دارند. آنان حق انتخاب کتاب‌های درسی دیگری را ندارند. کودکان ما این حق را دارند که محصول خوبی در اختیارشان قرار بگیرد.

بجاست همه‌ی ما با همدلی و همیاری یکدیگر تلاش کنیم تا کتاب‌های درسی بایسته‌ای به دست بچه‌ها برسد.

¿ وضعیت تصویرسازی کتاب درسی را در حال حاضر چگونه ارزیابی می‌کنید؟

من معتقدم تصویرسازی کتاب‌های درسی امروز یک روند رو به رشد را طی می‌کند و از این اتفاق نیز بسیار خوشحالم. گرچه کار در کتاب‌های درسی بسیار سخت و دشوار است، اما سرشار از شور و امید است. کافی است کسانی که در تولید کتاب درسی نقش داشته‌اند، به اقصی نقاط کشور سفر کنند و شاهد استفاده‌ی آثار خود در نزد بچه‌ها باشند. این آثار در دست تمامی بچه‌ها، اعم از کسانی که در مدارس روستایی و زیر چادر‌های عشایری تحصیل می‌کنند، تا دانش‌آموزان شاغل به تحصیل در مدارس مدرن و پیشرفته وجود دارد. دیدن این صحنه‌ها یک حس رضایت به انسان می‌دهد. احساس رضایتی که از این مشاهده‌ها حاصل می‌شود، بسیار شیرین ، گوارا و لذت‌بخش است. من خودم این تجربه را کسب کرده‌ام و لذت آن را چشیده‌ام. انگیزه‌ای که باعث می‌شود انسان این راه پر پیچ و خم را ادامه دهد، شوق کار کردن برای بچه‌هاست.

 

¿ جشنواره‌ی امسال از چه بخش‌هایی تشکیل شده و ویژگی هر بخش چیست؟

جشنواره‌ی سوم در دو بخش« مسابقه» و «فعالیت‌های جنبی» برنامه خواهد داشت.« بخش مسابقه» شامل این موارد می‌شود:

1- تصویرسازی متن کتاب های درسی دوره ی ابتدایی ، راهنمایی تحصیلی و متوسطه؛

2- تصویرسازی کتاب‌های درسی چاپ 1385 و 1386 (پروژه‌های فراهم شده در کتاب‌های درسی ، با نظارت مدیران هنری

3- برداشت تصویری از موضوع پیشنهادی سومین جشنواره.

فعالیت های جنبی جشنواره

1- قدردانی از پیش کسوتان تصویرسازی کتاب های درسی ؛

2 - انتشار ویژه نامه‌ی جشنواره‌ی تصویرسازی کتاب های درسی که همان  نشریه‌ی مصوراست.

3 - برگزاری نمایشگاهی از آثار منتخب جشنواره در نگار‌خانه‌ی صبا؛

 4 - برگزاری میزگردهای تخصصی؛

5 ارائه‌ی پژوهش‌های انجام شده؛

 6 - چاپ کاتالوگ آثار منتخب جشنواره.

مخاطبان ارجمند این گفت‌و‌گو برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه می‌توانند به فراخوان جشنواره و هم‌چنین سایت اینترنتیwww. mosavar.com  مراجعه کنند.

 

¿ تصویرسازی برای کتاب‌های درسی بدون دغدغه و مشکل نیست. از نگاه شما مهمترین مشکلات و معضلات تصاویر در کتاب‌های درسی ما چیست؟

در وهله‌ی اوّل لازم است به این نکته اشاره کنم که کار در کتاب‌های درسی یک ماهیت گروهی دارد. گفت‌و‌گو و تعامل مناسب‌ با مؤلفان و برنامه‌ریزان ، شرایط را برای تصویرسازی کتاب درسی قدری متفاوت می‌کند. از آن‌جا که کتاب درسی باید در خدمت یادگیری باشد، تصویرسازی آن هم از این اصل پیروی می‌کند.بنابراین تکنیک و تخیل تصویرگر در خدمت یادگیری است.

تصویرسازی برخی از متن‌های آموزشی و مستند کتاب‌های درسی باید بر مبنای داده‌های تاریخی و علمی باشد. به عنوان مثال تصویرسازی چهره‌هایی از مردم ایران در دوره‌ی‌ هخامنشینی یا دوره‌های تاریخی مختلف باید مبتنی بر داده‌های علمی آن دوره باشد.معنای این حرف آن است که باید تصویرگر در این حوزه دست به مطالعه و پژوهش بزند. حتی با کارشناسان موضوعی کتاب به گفت ‌و‌گو بپردازد و صرفاً بر احساس و تخیل صرف خود تکیه کند. این مطلب ناشی از ماهیت و ذات کتاب درسی است. البته باید گفت که کمتر تصویرگری حوصله و توان چنین کاری را دارد.

 

¿ فکر می‌کنید در حال حاضر جریان تصویرسازی برای کتاب‌ درسی دو سویه است؟

من معتقدم در شرایط فعلی، تصویرسازی کتاب درسی جریانی یک سویه است. بدین معنا که مؤلفان برای خود حق وتو قائل هستند. اما به نظر من شرایط ایده‌آل زمانی است که تصویر در یک تعامل منطقی شکل بگیرد و مؤلفان ، حوزه‌ی تخصصی تصویرسازی را به رسمیت بشناسند.

تجربه نشان داده تصاویر‌ی که در کتاب‌های درسی باعنوان «تصاویر مطلوب» از آن‌ها یاد می‌شود، در جریان یک فرآیند تعاملی میان مدیر هنری، تصویرگر و مؤلف پدید آمده است. مؤلفان نسبت به هدف‌های کتاب‌های درسی آگاه‌تر هستند، بنابراین می‌توانند آن هدف‌ها را دریک گفت و گوی منطقی برای مدیران هنری و تصویرگران ترسیم کنند و آن‌ها را در انتخاب تکنیک و زاویه‌ی دید تصویر آزاد بگذارند و نگاه خود را دیکته نکنند. شرایط فعلی باید خودش را به همکاری و به رسمیت شناختن حوزه‌های تخصصی همدیگر بسپارد.

یکی دیگر از معضلات تصویرسازی کتاب‌های درسی، نداشتن متون نظری و تئوریک است. ما در این حیطه در زبان فارسی ، اثر مکتوبی نداریم. منظورم از اثر مکتوب، کتاب‌های نظری در حوزه‌ی تصویرسازی است. گر چه تا امروز پایان نامه‌های خوبی نوشته شده است امّا نیازمند تحقیقات نظری گسترده هستیم. دبیرخانه‌ی جشنواره‌ی تصویرسازی کتاب‌های درسی درصدد است تا در این زمینه فعالیت‌هایی را به سرانجام برساند، اما توان ما محدود است. این وظیفه‌ی دانشگاه‌هاست تا در این زمینه به تولید مواد نظری دست بزنند. در این زمینه بد نیست از تلاش‌های دفتر جشنواره در چاپ کتاب نظری،کودک و تصویر( جلد اول و دوم) در حوزه‌ی تصویرگری یاد کنیم.

 

¿ آیا جشنواره با مخاطب کتاب‌های درسی ،یعنی دانش‌آموز و معلم، هم در تعامل و ارتباط هست تا نیازهای آنان را شناسایی کند؟

از نظر ما مخاطب اصلی جشنواره، تصویرگران هستند، چرا که هدف جشنواره، شناسایی تصویرگران مستعد برای تصویرسازی کتاب‌های درسی است. دومین مخاطب ما مؤلفان کتاب درسی هستند. از نگاه ما این دو رکن در تولید کتاب درسی نقش برجسته‌ای ایفا می‌کنند. بنابراین دیگر مخاطبان، مخاطب فرعی به حساب می‌آیند. تاکنون در اداره‌ی کل چاپ و توزیع کتاب‌های درسی که متولی اصلی طراحی و آماده‌سازی کتاب درسی است،هیچ‌گونه ساز و کاری برای ارتباط با مخاطبان از حیث بحث محتوای تصویرسازی برقرار نشده و البته چنین وظیفه‌ای هم برای آن تعریف نشده است. اصلی‌ترین مأموریت اداره‌ی کل چاپ و توزیع ، رساندن 160 میلیون نسخه کتاب درسی به دست دانش‌آموزان در موعد مقرر است که البته این کار به شایستگی در حال انجام است. البته لازم به یادآوری است که ارتباط سازمان یافته‌ای با معلمان و دانش‌آموزان در بستر کاری مؤلفان فراهم شده ، اما چنین امکانی برای تصویرگران تعریف نشده است.

 برای تصویرسازی و گرافیک کتاب‌های درسی در اجرای آزمایشی، هم‌چون محتوای متنی کتاب‌های درسی، باید از معلمان و دانش‌آموزان نظر خواهی شود. لازم است که امکان تعامل مستقیم مدیران هنری کتاب‌‌های درسی و تصویرگران با معلمان و دانش‌آموزان ایجاد شود، تا آنان بتوانند به طور مستقیم با مخاطبان خود ارتباط برقرار کنند. اما در شرایط حاضر این ارتباط از طریق مؤلفان کتاب‌های درسی برقرار می‌شود و طبیعی است که مؤلفان کتاب درسی، داده‌های ناشی از این ارتباط را از فیلتر ذهنی خود عبور می‌دهند و به تولید کنندگان هنری کتاب‌های درسی منتقل می‌کنند. به این ترتیب همان مثل معروف «آب شدن گلوله‌ی برف در دست به دست شدن میان آدم‌ها» پیش می‌آید. در چنین شرایطی ما نمی‌توانیم داده‌های به دست آمده را به دقت تجزیه و تحلیل کنیم و امکان گفت ‌و‌گوی مستقیم با مخاطبان را از دست می‌دهیم.

 

¿ فکر می‌کنیدجشنواره‌ی تصویرسازی تا چه اندازه می‌تواند روی تصویرسازی کتاب درسی تأثیرگذار باشد؟

همان گونه که گفتم ، برگزاری جشنواره برای ما هدف نیست ، بلکه وسیله و ابزاری برای رسیدن به کیفیت مناسب در کتاب درسی است. بنابراین، این جشنواره یک جشنواره‌ی کاربردی است. البته شاید در آینده بتوان راه‌های بهتری برای تولید کتاب درسی یافت. در آن صورت نیاز به برگزاری جشنواره نخواهد بود. بنابراین تا زمانی که از یافته‌های جشنواره برای تولید کتاب درسی استفاده می‌شود، ضرورت برگزاری آن نیز وجود دارد. در واقع جشنواره در یک فضایِ فرهنگیِ ایجاد شده، به تولید کتاب‌های درسی با کیفیت کمک می‌کند. اما اگر شرایط به گونه‌ای رقم بخورد که چنین اتفاقی نیفتد و برگزاری جشنواره تبدیل به «هدف» شود، و از طرف دیگر دست‌اندرکاران هم کاری به کاربرد یافته‌های جشنواره در کتاب‌ درسی نداشته باشند، آن وقت است که باید به فکر تعطیلی جشنواره بود.

 

¿ فکر می‌کنید تصویر در حوزه‌ی کتاب درسی تا چه حد قدرتمند است که چنین جشنواره‌ای به خاطرش شکل گرفته ؟

پرورش تصویرگران خلاق و مبتکر، وظیفه‌ی جشنواره نیست، بلکه وظیفه‌ی جشنواره« شناسایی» است. یعنی پرورش به عهده‌ی نهادهای دیگری است که در زمینه‌ی آموزش نیروهای انسانی متخصص فعالیت می‌کنند.

 

¿ جشنواره تا امروز به کدام دوره‌ی تحصیلی اهمیت بیشتری داده ؟

موضوع جشنواره‌ی اول ، کتاب‌های درسی دوره‌ی ابتدایی بود. در جشنواره‌ی دوم علاوه بر کتاب‌های دوره‌ی ابتدایی، به کتاب‌های دوره‌ی راهنمایی هم پرداخته شد. اما در جشنواره‌ی سوم، کتاب‌های هر سه دوره‌ی تحصیلی یعنی از دبستان تا متوسطه، مدنظر است. نکته‌ای که لازم است در اینجا به آن اشاره کنم، این است که در مجموعه‌ی کتاب‌های درسی متن‌های متنوعی وجود دارد که همین تنوع می‌تواند مورد توجه تصویرگران با نگاه‌های متفاوت قرار بگیرد. برای مثال در کتاب‌های درسی، هم متن‌های کهن دیده می‌شود و هم شعر نو ، مثل شعر سهراب سپهری، آمده است. متن‌های داستانی، افسانه، شاهکارهای ادبیات جهان و نظایر آن، همگی در کتاب‌های درسی دیده می‌شود. متن‌های علمی و مستند با شاخه‌های گوناگون، متون مذهبی، شعر کودک، مباحث مربوط به حرفه‌، مشاغل و صنایع هم در کتاب‌های درسی وجود دارد. بنابراین تصویرگران می‌توانند براساس ذوق و سلیقه‌ی خود پا به این عرصه بگذارند و متناسب با علاقه‌ی خود متن‌هایی را برای تصویرسازی انتخاب نمایند. چنین تنوعی در هیچ‌یک از کتاب‌های غیر درسی دیده نمی‌شود. به طور طبیعی چنین فضای متنوعی برای کار را ، تنها کتاب درسی است که در اختیار تصویرسازان قرار می‌دهد.

 

¿ آیا تصویرگران در انتخاب موضوع برای تصویرسازی آزاد هستند؟ اگر چنین است در دو جشنواره‌ی اول و دوم تصویرگران بیشتر به کدام موضوع‌ها، مباحث، کتاب‌ها و دوره‌ی تحصیلی علاقه‌ی بیشتری نشان دادند؟

یکی از رشته‌هایی که در سه جشنواره وجود داشت، تصویرسازی برای متن کتاب‌های درسی است که تصویرگران در انتخاب آن آزاد هستند. بدیهی است که عموم تصویرگران به متون تخیلی و داستانی بیشتر اهمیت می‌دهند، اما نیاز کتاب‌های درسی فقط متن داستانی و تخیلی نیست ، بلکه متن‌های غیر تخیلی و مستند با زیر شاخه‌های مختلف اهمیت بسیاری دارد. برای همین در اولین جشنواره؛ موضوع پیشنهادی «دنیای جانوران» بود؛  اماکمتر تصویرگری حاضر به تصویرسازی در این بخش بود.

موضوع پیشنهادی جشنواره‌ی دوم هم یک مضمون مذهبی و ملی با عنوان «راز و نیاز‌های من» و «ایران سرزمین من» بود. البته این دو موضوع هم پوشانی زیادی با متن‌های تخیلی دارند. موضوع جشنواره‌ی سوم نیز تصویرسازی قصه‌های« مثنوی مولوی» به مناسبت سال 2007، یعنی سال مولوی و تصویرسازی قصه‌های پیامبران با تأکید بر زندگی پیامبر عزیز اسلام است که تصویرسازی این موضوع نیز علاوه بر جنبه‌های حسی و تخیلی، از سندیت و اعتبار علمی لازم برخوردار می‌باشد. سعی ما بر این بوده که به زمینه‌ها و موضوعاتی که کمتر به آن پرداخته می‌شود، در جشنواره بیشتر بها بدهیم.

اما از نظر دوره‌ی تحصیلی باید بگویم که عمدتاً دوره‌ی ابتدایی، ظرفیت‌های تصویرسازی بیشتری را در خود جای داده است، بنابراین توجه بیشتری هم به آن می‌شود. برخی از متن‌های کتاب‌های درسی به قدری زیبا هستند که ظرفیت تصویرسازی زیادی به تصویرگر می‌دهند. یعنی متن از ویژگی‌های برجسته‌ی تصویری برخوردار است.برخی از متن‌ها هم از این نظر ضعیف بوده و چنین قدرتی ندارند. بنابراین تصویرگران روی متون ضعیف نمی‌توانند کار خوب ارائه دهند. متن برای تصویرسازی باید دارای ظرفیت باشد.

از نظر کتاب‌های درسی هم باید عرض کنم که بیشتر تصویرگران سراغ متون درسی کتاب‌های فارسی رفته‌اند، زیرا کتاب‌های فارسی از متون متنوعی برخوردارند.

 

¿ آیا جشنواره از تجربه‌ها و دستاوردهای تصویرگران با تجربه دنیا هم استفاده می‌کند؟ آیا قرار است آنان را هم به میدان بیاورید تا تصویرگران ایرانی از آن تجربه‌ها در راستای بهبود تصویرسازی کتاب درسی بهره بگیرند؟

خیر، ما هنوز آمادگی چنین کاری را نداریم. امیدواریم بتوانیم در آینده تصویرسازی‌ کتاب‌های درسی را در جشنواره‌های بین‌المللی تصویرسازی شرکت بدهیم و امکان رقابت را با دیگران فراهم کنیم. البته از آن‌جا که تصویرسازی برای کتاب‌های درسی یک امر ملی به شمار می‌رود، ناچاریم از ظرفیت‌های داخلی خودمان استفاده کنیم. زیرا کتاب درسی ، کتاب ملی است. بنابراین به دلیل پیچیدگی‌هایی که تصویرسازی کتاب درسی دارد، در شرایط حاضر نمی‌توان از تصویرگر خارجی استفاده کرد. از طرف دیگر به اندازه‌ی کافی تصویرگران خلاق و مستعد در کشورمان داریم.

 

¿ اغلب جشنواره‌ها ،از کشورهای خودشان شروع می‌شود و همان‌جا و خاتمه پیدا می‌کند،  بی‌آن‌که تجربه‌های آنان برای استفاده‌ی مخاطبان آینده در جایی حفظ و نگهداری شود. آیا جشنواره‌ی شما در حوزه‌ی تصویرسازی کتاب درسی چاره‌ای در این زمینه اندیشیده است؟

 ما مجموعه‌ی مستندات این کار را گرد‌آوری می‌کنیم و این دستاوردها در کتابخانه‌ی سازمان نگهداری می‌شود. بنابراین افراد علاقه‌مند و مشتاقان تصویرگری کتاب‌ درسی می‌توانند از این تجربه‌ها بهره ببرند. از طرف دیگر مجموعه‌ی اطلاعات در جشنواره‌ی اول و دوم تصویرسازی نیز در سایت mosavar موجود است.

 

¿ همان‌طور که خودتان هم اشاره کردید، شناسایی نیروهای خلاق و مبتکر یکی از اهداف جشنواره به حساب می‌آید. این جشنواره بعد از شناسایی چنین نیروهایی، چه کمکی به آنان می‌کند تا این استعدادها بیشتر بروز کند و از دست نرود؟

به نظرم بخش دوم سؤال شما باید اصلاح شود. من معتقدم که جشنواره از این استعداد‌ها در کتاب‌های درسی استفاده می‌کند. بنابراین وظیفه‌ی ما نیست که به تصویرگران کمک کنیم تا استعدادهای آنان هدر نرود. چون ظرفیت کتاب‌های درسی محدود است ، ما نمی‌توانیم از تمام ظرفیت‌های موجود در جامعه به شکل پی‌گیر استفاده کنیم.

 

¿ شانس ورود آثار چه کسانی به کتاب‌های درسی بیشتر است؟

صرف برگزیده شدن برای ورود یک تصویر به کتاب درسی کفایت نمی‌کند. زیرا تولید کتاب درسی فرآیندی را طی می‌کند که تحت نظارت مدیر هنری شکل می‌گیرد. بنابراین مدیر هنری در انتخاب تیم خودش از میان تصویرگران جشنواره آزاد است. اما این برگزیده بودن برای صاحب اثر می‌تواند یک پارامتر مثبت به حساب بیاید. اگر به کتاب‌های درسی یکی  دو سال اخیر نگاهی داشته باشیم ،شاهد این سخن را در آن‌جا پیدا می‌کنید. در تولید کتاب‌های جدید به طور عمده از تصویرگران شرکت کننده در جشنواره‌ی تصویرسازی استفاده شده است.

 

¿ ظاهراً اطلاع رسانی چندانی در رسانه‌ها پیرامون این جشنواره صورت نگرفته است. آیا علت خاصی دارد؟

مخاطب اصلی ما تصویرگران هستند. ما از طریق شرکت در جلسات ماهانه و ارتباط با انجمن تصویرگران و ارتباط با کانون تصویرگران، اطلاع رسانی لازم را انجام داده‌ایم. زیرا فراخوان مختص تصویرگران است و تعداد آن‌ها نیز در جامعه محدود می‌باشد. بنابراین اطلاع رسانی از طریق نهادهای رسمی و تخصصی تصویرگری برای ما کفایت می‌کند.

 

 

¿ آیا دفترجشنواره،‌ بانکی از مشخصات، اطلاعات و ویژگی‌های تصویرگران را گردآورده است، طوری که دیگران هم بتوانند از این اطلاعات استفاده کنند؟

یک بانک اطلاعات مربوط به تصویرگران را در سایت «مصور» راه‌اندازی کرده‌ایم که هر کسی می‌تواند از آن استفاده کند. البته هنوز تا تکمیل شدن آن زمان زیادی لازم است .خود تصویرگران می‌توانند با مراجعه به آن، اطلاعات خودشان را وارد سایت کنند.

 

¿ نشست‌های تخصصی از برنامه‌های این جشنواره به شمار می‌رود. نشست امسال با چه موضوعی برگزار می‌شود و هدف از برپایی آن چیست؟

نشست‌های تخصصی هم‌چون دوره‌های قبل برگزار می‌شود، اما تا این لحظه هنوز موضوع آن مشخص نشده است. به محض مشخص شدن موضوع، از طریق سایت اینترنتی www. mosavar. com   در این زمینه اطلاع رسانی خواهیم کرد.

موضوع این نشست‌ها اکثراً حول و حوش مباحث مرتبط با تصویرسازی کتاب ‌های درسی است. تمامی علاقمندان می‌توانند در این جلسات شرکت کنند . ما در زمان مناسب از طریق سایت و دیگر امکانات رسانه‌ای، در این زمینه اطلاع رسانی می‌کنیم.

 

¿ بنا ندارید این نشست‌ها را منحصر به زمان برگزاری نکرده و در طول سال برنامه‌هایی در این زمینه داشته باشید؟

در حال حاضر شرایط برای ارائه‌ی برنامه به این ترتیب که شما اشاره کرده‌اید، مهیا نیست.

 

 

¿ در جایی گفته بودید بنا دارید تحقیقاتی راکه در حوزه‌ی تصویرسازی کتاب درسی و علمی انجام می‌شود، مورد حمایت قرار دهید. البته منظورم کارهای پژوهشی در حوزه‌ی کارشناسی ارشد و دکترا ست. این حمایت چگونه انجام می‌شود؟

از آن‌جا که در زمینه‌ی بحث‌های نظری مرتبط با تصویرسازی در کشورمان دچار فقر شدید هستیم، بنابراین با حمایت از این مباحث در حد توان خود امیدوارم برای پر کردن این خلاء کوشا باشیم. صاحبان این پژوهش‌ها و تحقیقات باید طرح خود را به دبیرخانه‌ی جشنواره ارائه کنند و در صورت تصویب در هیأت کارشناسی، از این تحقیق به صورت مالی حمایت خواهیم کرد.

 

¿ چه موضوعات و مباحثی در حوزه‌‌ی تصویرسازی کتاب درسی از نگاه شما اهمیت بیشتری دارد و احیاناً از جانب شما مورد حمایت بهتر قرار خواهد گرفت؟

در مباحث مرتبط با تصویرسازی کتاب‌های درسی با مسائل و دشواری‌های زیادی روبه‌رو هستیم. زیرا کتاب درسی یک کتاب رسمی است. از یک طرف با محدودیت‌هایی روبه‌رو هستیم و از سوی دیگر ظرفیت‌های بسیار بالایی را پیش رو داریم. قابل دسترس‌ترین کتاب برای بچه‌های کشورمان، کتاب درسی است.

از میان موضوعات مورد توجه برای تحقیق می‌توان به این مباحث اشاره کرد:

1 مبانی نظری تصویرسازی متون دینی برای کودکان و نوجوانان؛

2 کارکردهای تصویرسازی در متون آموزشی؛

3 مبانی نظری تولید تصویر برای کتاب‌های درسی؛

4 مطالعات تطبیقی در حوزه‌ی‌ تصویرسازی کتاب‌های درسی؛

5 گونه‌شناسی تصویر برای متون درسی مختلف؛

6 بررسی تصویر در کتاب درسی کودکان با نیازمندی‌های ویژه.

 

¿ تاکنون دو دوره جشنواره‌ی تصویرسازی کتاب درسی را پشت سر گذاشته‌ایم. آیا این دوره‌ها مورد ارزیابی قرار گرفته است؟ مهم‌ترین نتایج آن از نگاه شما کدام‌هاست؟

بله، این ارزشیابی صورت گرفته و ما از نتایج آن در برگزاری دو جشنواره بهره‌برداری لازم را کرده‌ایم.

1 ما در وهله‌ی نخست از این نتایج برای برنامه‌ریزی اجرایی خود جشنواره سود بردیم تا بدانیم کدام‌یک از بخش‌ها برای تصویرگران جذاب‌تر و مفید‌تر بوده است.

2 همیشه این سؤال در مورد ضرورت برگزاری جشنواره مطرح بوده. مراجعه به این ارزشیابی‌ها در واقع چراغ راه ادامه‌ی فعالیت‌ها به حساب می‌آید. در واقع به استناد همین نتایج و دستاوردهاست که می‌توان ضرورت ادامه‌ی این جشنواره و حدود آن را دریافت .

 

¿ از حضورتان در این گفت ‌و‌گو سپاسگزاریم.



 
گزارشی از دوستم عزیزم دیزجی
ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ خرداد ،۱۳۸٧  

گزارشی از افتتاح مدرسه‌ی راهنمایی دخترانه‌ی ژانت میخائیلی در روستای تنورجه

 

سلام عمو مصطفی، من دختر ژانت هستم!

 

محمد حسین دیزجی

 

·        همان ژانت تا دیروز خانه‌ای از خود برای سکونت نداشت ،حالا به وسعت « تنورچه» خانه دارد. خانه‌ای که شش دانگ آن را، به نامش سند زده‌اند.

·        مصطفی رحماندوست خطاب به شاگردان مدرسه‌ی ژانت: انتظار دارم خیلی زود درب خانه‌ی ما را بزنید و بگویید من یک مخترع از تنورچه هستم.

·        وقتی صاحب صد دانه یاقوت دید که بچه‌های پایتخت نشین چه‌طور پاچه‌های شلوار را بالا زده‌اند و گل لگد می‌کنند به وضوح دریافت که مدرسه ساختن با این پول میسر است.

·        ژانت میخائیلی خانواده‌ای نداشت اما روابط خانوادگی در آثارش بسیار خوشایند و توأم با احساس و عاطفه تصویر می‌باشد.

000

 

عمر همسایگی‌اش با همسایه‌ها را سال شمسی تعیین می‌کرد . مهلت اجاره‌نشینی که سر می‌آمد باید اثاث کشی می‌کرد و جای تازه‌ای را در نظر می‌گرفت. در آخرین خانه‌ی استیجاری او دیگر هیچ خبری نیست. نه کسی سراغش را در آن‌جا می‌گیرد و نه صدایی از او به گوش می‌رسد. در خانه‌ی قبلی هم که نقاشی می‌کرد و رنگ‌ها  را در کنار هم می‌گذاشت تا شادی و شعف  را به کودکان هدیه کند، هیچ نشانی از او در دست نیست. اگر از همسایه‌های پیشین سراغش را بگیرد شاید تنها جواب این باشد که از 11 شهریور 1385 تا الان هیچ‌کس لبخند او را ندیده است. تنها نکته‌ی به یاد  مانده از وی در خاطره‌ها این است که آرام ، متین و موقر بود. اما الان بیشتر از یک سال است که خودش کاشانه‌ای دارد، خانه‌ای که دیگر نگران تخلیه‌ی آن نیست. از همان بدو ورود ، سند را به اسمش زده‌اند تا دیگر دلهره‌ی اسباب‌کشی سالانه را نداشته باشد. شاید ظاهر خانه از نگاه عابران کوچک است اما چون کسی از درون آن خبر ندارد . این احتمال هست که وسعت آن بیش از همه‌ی خانه‌های 70 سال زندگی او باشد. همین که آخرین خانه‌ی استیجاری را ترک کرد ، صاحبخانه بلادرنگ آن را به دیگری اجاره داد، همه‌ی اسباب و وسایلی که یک زندگی معمولی را برایش رقم می‌زد هم اینک نزد دیگران است. امروز آن لباس‌ها ، میز و صندلی، کتاب‌ها، ابزارهای تصویرسازی و حتی کاسه بشقاب‌ها آدم‌های دیگری استفاده می‌کنند. بیشتر اثاثیه‌ی منزلش را در اختیار خیریه گذاشتند. تعدادی را هم که قابل فروختن بود به کتابخانه‌ی ملی سپردند و نزدیک به یک سال بعد، پولی بابت آن‌ها گرفتند. یکی دو قلم یادگاری‌های خانوادگی مثل انگشتر و یک جفت گوشواره را که یادگاری مادرش بود برای یگانه خواهرش فرستادند. همان خواهری که چهل سال است که در امریکا زندگی می‌کند. حالا امروز هیچ چیزی که بتوان مالکیتش را به او نسبت داد در این شهر یافت نمی‌شود.

گفته بودند فرزندی نداشت ، چون اصلاً ازدواج نکرده بود. تا چند سال پیش تنها، مادر ، یک خواهر و یک برادر داشت و البته کمتر از تعداد انگشتان دو دست دوستانی با معرفت . ابتدا مادرش را از دست داد. بعدهم برادرش فوت کرد. با این که می‌‌توانست مثل همان سفر حوالی سال 60 به امریکا ، نزد خواهرش برود و برای همیشه ماندگار شود اما ترجیع داد در ایران بماند چون به آب و خاک این سرزمین احساس تعلق داشت. او خانواده‌ای نداشت اما روابط خانوادگی‌اش در آثارش بسیار خوشایند و توأم با احساس و عاطفه تصویر می‌شد. وقتی مادر و برادرش به دیار باقی شتافتند، تنهای تنها شد. از میان آن معدود دوستان و یارانش یکی بود که رفیق خانوادگی‌اش به حساب می‌آمد. با او راحت بود. آن قدر راحت که یک حساب بانکی مشترک با او باز کرد تا اگر پولی خواست ، آن یار همراه برایش به خانه بیاورد. حتی حقوقش را هم می‌گرفت و تحویلش می‌داد.

برخلاف همه‌ی تصویرسازی‌هایش برای بچه‌ها که امروز از نشریات پیک و رشد و چند عنوان کتاب دیگر به یادگار مانده، زندگی‌اش سخت و دشوار بود. بچه‌ها با تصویرهایی که او خلق می‌کرد همیشه احساس لذت می‌کردند. این را همه‌ی آن‌هایی که « صد دانه یاقوت» را از نظر گذرانده‌اند  با آنان که« زیباتر از بهار» را صفحه به صفحه ورق زده‌اند گواهی می‌دهند. بچه‌هایی که نقاشی «جشن جوانه‌ها» را خوب تماشا  کرده‌اند و با تصویرهای شفاف و درخشان « سه قدم  دورتر از مادر» ساعت‌ها مشعوف بودند، هرگز نمی‌دانند تصویرگر مهربان آنان چه روزگاری را در دهه‌ی آخر عمر سپری کرد.

شاید کمتر کسی اطلاع داشته باشد که این صاحب نام عرصه‌ی تصویرسازی کتاب‌ها و نشریات کودک و نوجوان چگونه با بیماری‌ها دست و پنجه نرم کرده اما در اوج دشواری‌های مالی و اقتصادی، دست و دلبازی و بخشنده بودن را به فراموشی نسپرد. زندگی‌اش پر از اندوه بود اما نقاشی‌هایش هنوز هم هر کودکی را دلشاد می‌کند. در حسابش 19 میلیون تومان پول داشت که هرگز به آن‌ها دست نزد. به یار و همراهش که مهربانانه حمایتش می‌کرد سپرده بود: این پول مال خواهرم است فرستاده بود خانه‌ای تهیه کنم تا از اجاره نشینی رهایی یابم. اما انگار قسمت من همین خانه به دوشی است. به او گفته بود: «این پول را باید به خواهرم برگردانم . پس ریالی از آن را خرج من نکن»

وقتی بیمار شد و روزگار بر او سخت گرفت، تنی چند از دوستانش پاپیش نهادند و یاری‌اش دادند. آدم‌هایی مثل سید محسن، مصطفی و سیاوش . این اواخر حتی پیش پرداخت خانه‌اش هم صرف دوا و درمان او شد. اما باز هم استوار بود و سرش را با افتخار بالا می‌گرفت. یک بار وقتی سید محسن گره‌ای از کارش گشود، درباره‌اش گفته بود: « نه پس انداز دارم و نه خانه و زندگی. چهل سال برای بچه‌ها نقاشی کرده‌ام و بعد گوشه‌گیر . اما دوستانِ با خدای خوبی دارم.»

به نزدیک‌ترین یار و همراهش یعنی آقای مصطفی سپرده بود، اگر با این اوضاع و احوال پس از من پولی باقی ماند، آن را در راه خیر و مسیر مدرسه سازی خرج کن، این حرف آخرش بود. تا آن ممد حیات و مفرح ذات برقرار بود ، آقا مصطفی ، همسرش و فرزندانش سراغ او را می‌گرفتند و باری را از دوش این بانوی یکتاپرست برمی‌داشتند. وقتی که هم در روز 11 شهریور جان به صاحب تصویر تسلیم کرد، همین دوستان و یاران با وفا او را تا گورستان مسیحیان همراهی کردند. بسیاری از آنان که این بانو را تا آخرین خانه مشایعت نمودند، شاید برای اولین بار بود که قدم به کلیسا و گورستان مسیحیان می‌گذاشتند. آقا مصطفی تمام مراسم‌ را مو به مو برایش اجرا کرد. وقتی در کلیسا ، کشیش حاضر شد تا مراسم مذهبی را انجام دهد، ناگهان آقا مصطفی به یاد تلفن‌ها و حرف‌های بانو آرمیده در تابوت افتاد. یادش آمد که او در عاشورا زنگ می‌زد و می‌گفت: «یک گوسفند از طرف من قربانی کن» اعیاد مذهبی مسلمانان که از راه می‌رسید به ویژه در سالگرد میلاد خجسته  ثامن الحج حضرت علی بن موسی الرضا (ع) تماس می‌گرفت و تبریک می‌گفت. همیشه سفارش نذر و نذورات داشت. وقتی آقا مصطفی این صحنه را در ذهن خود مرور  کرد، یادش رفت که کجاست و مراسم چگونه انجام می‌شود. بنابراین خودش شروع به قرائت فاتحه کرد. حمد می‌خواند و سوره‌ها را زیر لب زمزمه می‌کرد. دیگر کاری نداشت که کشیش چه چیزهای قرائت می‌کند و او خود چه چیزی می‌خواند آقا مصطفی به این فکر کرد که خدای من و این خفته در صندوق چوبی یکی است. پس آن‌چه را که خدایی است و خدای پسند، باید انجام داد. دیگر او نبود. مادر و برادرش هم نبودند. خواهرش هم در آن سوی کره‌ی خاکی فقط اشک می‌ریخت و دلش می‌سوخت. تنها یک نوه‌ی دایی مامان داشت که قدم به قدم تابوت را همراهی می‌کرد و دیگر هیچ‌کس نبود. اما خدایش و دوستان مهربانش هنوز بودند. بنابراین آقا مصطفی برای اولین بار در طول عمرش مراسم‌ مربوط به یک انسان درگذشته‌ی مسیحی را خیلی دقیق دنبال کرد تا روح آن مرحومه در آرامش باشد. مراقب بود که خاکسپاری و سایر برنامه‌ها تا فرا رسیدن سالگرد، درست و کامل انجام شود.

 آداب و مراسم‌ اولیه که به آخر رسید با خواهر او در امریکا تماس گرفت . همه چیز را برایش تعریف کرد. از اثاثیه‌ی باقیمانده در منزل ، مقدار موجودی در حساب بانکی ، بدهکاری‌ها و حتی آن 19 میلیون تومان پول امانت با او حرف زد . وصیت شفاهی تصویرگر را هم به اطلاع خواهرش رساند. در نهایت اختیار برای تصمیم‌گیری را به وی سپرد. خواهرش از شنیدن کلمه‌ی « مدرسه سازی» سر ذوق آمد. احساس کرد اگر مدرسه‌ای  به اسم ژانت میخائیلی ساخته شود، باز هم نام او سر زبان‌ها خواهد بود. بنابراین اختیار کامل را به مصطفی رحماندوست داد تا هر تصمیمی می‌خواهد بگیرد . حتی پول امانتی خودش را هم به او سپرد  تا در این راه خرج کند.

چند روز بعد مصطفی رحماندوست، سید محسن گلدانساز و یک دو نفر دیگر قدم به خانه‌ی ژانت گذاشتندو هر آن‌چه را که در خانه و زندگی نیازمندان مصرف داشت به نبت ژانت تحویل خیریه دادند. عکس‌ها ، گوشواره‌ها و انگشتر ژانت را که یادگاری مادر بود به همراه چند وسیله‌ی کاملاً شخصی برای خواهرش در امریکا فرستادند. ماند چند وسیله ‌ی دیگر مثل یک گرامافون قدیمی که رحماندوست آن‌ها را به قصد فروش از خانه‌ی خارج کرد. قسمت این  بود که برخی از آن وسایل به کتابخانه‌ی ملی راه پیدا کند و از این طریق  پولی به سرمایه‌ی مدرسه ساز افزوده شود.

حالا رحماندوست بود و 30 میلیون تومان پول نقد . به هر کجا رفت لبخند تحویلش دادند. آخرین پاسخ این بود که با 30 میلیون تومان نمی‌شود مدرسه ساخت. به هر کجا که فکر می‌کرد شاید چاره ساز باشد، یک رفت و آمدی داشت. می‌خواست در اطراف تهران، جایی مثل ورامین ، پاکدشت، پیشوا و نظایرآن  مدرسه بسازد، اما جواب همه همان بود. کم کم ناامید شد. احساس کرد دیگر نتیجه نمی‌گیرد. درست در اوج ناامیدی بود که یک شب پسر جوانی در خانه‌ی او را زد. جوان دانش‌آموز مدرسه‌ی خواجه نصیر طوسی بود. آمده بود برای مدرسه‌ای که او و دوستانش در یک منطقه‌ی محروم ساخته بودند، از اعتبار رحماندوست استفاده کند و کتابخانه‌ای را تجهیز نماید. آقا مصطفی یک شرط گذاشت و گفت: « اول اطلاعات کاملی از روند کار مدرسه سازی برایم بیاورید. می‌خواهم ببینم با چه مبالغی و چگونه می‌توان یک مدرسه ساخت. آیا با 30 میلیون تومان هم امکان‌ چنین کاری هست یا نیست؟» پسر جوان همه‌ی اطلاعات را به دست شاعر نام آشنای کشورش رساند. از گزارش مکتوب تا تصاویر مختلف در اختیارش گذاشت. وقتی صاحب صد دانه یاقوت دید که بچه‌های پایتخت نشین، چطور پاچه‌های شلوار را بالا زده‌اند، . گل لگد می‌کنند و بیل می‌زنند، به وضوح دریافت که مدرسه ساختن با این مبلغ میسر است. بنابراین سراغ حسین خوشنویسان ، مدیر گرانقدر مجتمع عام المنفعه خواجه نصیر طوسی رفت. همه‌ی حرف‌هایش را زد و سرانجام یک قرارداد نوشت . بهمن ماه 1385 بود  که توافق فی مابین حاصل شد و امضاها روی کاغذ جای گرفت. چون بچه‌های آن مدرسه تجربه‌های خوبی در این زمینه داشتند، آقا مصطفی همه چیز را به آن‌ها واگذار کرد ، اما هم‌چنان ناظر برنامه‌ها بود. این گروه در نقاط مختلف کشور ، مدرسه ، حمام، مسجد و نظایر آن را می‌ساختند. هر کجا که لازم بود قدم بر می‌داشتند. این بار قرعه به نام روستای تنورجه در استان خراسان رضوی افتاد. کار از اواسط اسفند آغاز شد و بچه‌های مدرسه‌ی خواجه نصیر تعطیلات عید را در کنار اهالی روستا سپری کردند. آن‌ها کار می‌کردند و گزارش می‌دادند. یک نفر هم از طرف آقا مصطفی نظارت می‌کرد. کنترل حساب و کتاب ‌ها هم با خوشنویسان بود. روش کار به این ترتیب بود که بچه‌ها از امکانات و مصالح دولتی بهره می‌گرفتند. برای کارهای اجرایی هم مردان محلی را به یاری می‌طلبیدند. بالاخره این مدرسه مثل بقیه‌ی مدرسه‌ها ساخته شد و دختران روستای تنورجه که آماده‌ی ترک تحصیل بودند، جایی برای درس خواندن پیدا کردند. از روز اول مهر 1386 مدرسه‌ی راهنمایی دخترانه آغاز به کار کرد. اما قسمت این بود که سالروز میلاد خجسته‌ی رئوف اهل بیت (ع) و عالم آل محمد (ص)، گشایش کتابخانه‌ ، بهانه‌ای برای افتتاح رسمی مدرسه‌ی ژانت میخائیلی باحضور مسئولان محلی و جمعی دیگر باشد.

مستأجر زمینی و مالک آسمانی

مصطفی رحماندوست با همسر و دامادش از تهران حرکت کردند. ما یعنی سید محسن گلدانساز و 7 نفر دیگر هم از جوار بارگاه ملکوتی امام هشتم (ع) راه نیشابور و جاده‌ی کاشمر را پیش گرفتیم. از کنار روستاهای متعدد گذشتیم . روستاهایی که شاید مدرسه داشتند و شاید هم جایی برای تحصیل علم نداشتند. 35 کیلومتر مانده به کاشمر تابلوی ریوش پدیدار شد. از آن‌‌جا به سمت روستای تنورجه حرکت کردیم. حدود 60 کیلومتر راه را پشت سرنهادیم تا توانستیم مدرسه‌ی ژانت را از نزدیک شاهد باشیم.

مراسم با تلاوت آیاتی از قرآن کریم آغاز شد. بعد مطابق معمول همه‌ی برنامه‌ها، سرود ملی کشورمان را نواختند. یکی از اهالی مدرسه به حاضران خیر مقدم گفت و سپس مدیر آموزش و پرورش منطقه گزارشی از مراحل اولیه تا زمان بهره‌برداری را ارائه داد. آن‌گاه نوبت به مصطفی رحماندوست رسید. او از ژانت با بچه‌ها صبحت کرد. از نقاشی‌های زیبا ، تصاویر لبریز از احساس ، تلاش‌های بی‌وقفه و حیات و ممات پر برکت این تصویرگر نامدار با آنان حرف زد. چگونگی شکل گرفتن فکر ساخت مدرسه، سعی وافر بچه‌های خواجه نصیر و خیلی چیزهای دیگر را با حاضران در میان گذاشت .او تمامی دانش‌آموزان مدرسه‌ی راهنمایی دخترانه روستای تنورجه و بقیه‌ی بچه‌های حاضر در مجلس را خطاب قرارداد و گفت: اگر می‌خواهید روح ژانت خرسند باشد، اگر دوست دارید همه‌ی ما به وجود شما افتخار کنیم، انتظار دارم خیلی زود درب خانه‌ی ما را بزنید و بگویید من یک مخترع از تنورجه هستم. من یک استاد دانشگاه هستم که روزگاری در مدرسه‌ی راهنمایی ژانت میخائیلی در تنورجه تحصیل می‌کردم. آری من منتظر آن روز می‌مانم تا استاد دانشگاهی از روستای شما درب خانه‌ی ما را بزند و بگوید من شاگرد ژانت میخائیلی هستم.

حرف‌های شاعر و نویسنده‌ی خوب کودکان و نوجوانان که تمام شد ، 24 دختر ژانت به همراه دیگر دانش‌آموزان روستا دور او حلقه زدند. هر کسی قطعه کاغذی در دست تا از مصطفی رحماندوست کلمه‌ای یا جمله‌ای به یادگار بگیرد. او که « زیباتر از بهار» در کوله بار تجربه‌هایش داشت با صبر و حوصله‌ی تمام ، روی تک تک برگه‌های بچه‌ها جمله‌های زیبایی نوشت و برایشان آرزوی سر افرازی کرد. دست آخر هم امضایش را یادگار داد. رحماندوست برای بچه‌ها غریبه نبود. آن‌ها بارها و بارها نوشته‌هایش را به عنوان موضوع درسی از نظر گذرانده بودند. اما این سؤال در ذهنم بود که بچه‌ها ی این روستا چه تصویری از ژانت دارند؟ آنان حتی عکس او را ندیده بودند. حتی اسمش را هم تا قبل از افتتاح مدرسه نشنیده بودند. یقین داشتم مدیر مدرسه هم درست حسابی ژانت را نمی‌شناختند.

ژانت میخائیلی کیست که نامش روی مدرسه شماست؟ این را من پرسیدم .

تا پیش از آن‌که رحماندوست به اینجا بیاید نامش را هم نشنیده بودم. این را خانم مدیر گفت.

بچه‌ها از ژانت چه تصویری دارند؟ دوباره من سؤال کردم

تصویر مهربانی از چهره‌ی پروین اعتصامی در کتاب آن‌هاست. بچه‌ها ژانت را مثل او می‌بینند . این را دوبار حشمتِ پورتقی گفت.

بچه‌ها خوشحال بودند. هر کدام از 24 دختر ژانت که خواهر یا برادر داشت دست او را گرفته بود و با شوق و ذوق در فضای مدرسه و کلاس‌ها قدم می‌زد. حالا دیگر بچه‌ها مجبور نبودند در آن خانه‌ی رو به تخریب که هنوز هم تابلوی مدرسه‌ی قبلی روی آن هست درس بخوانند. دیوارهای حیاط آن خانه‌ی قدیمی ریزش  کرده بود.حیاط آن مدرسه به قدری کوچک تمامی فضا با کنار هم ایستادن بچه‌ها اشغال می‌شد ، چه رسد به آن که بخواهند ورزش کنند یا تفریحی داشته باشند . اما این مدرسه که هنوز دیواری برای آن ساخته نشده ، به قدری بزرگ هست که همه‌ی روستا در دل آن جابگیرد . بچه‌ها در سه اتاق آن به عنوان کلاس درس، درس می‌خوانند. دفتر مدیر مدرسه و معلمان هم که یک‌جاست.

مدرسه‌ی ژانت یک کتابخانه با 240 عنوان کتاب دارد. این را زهرا بختیاری دانش‌آموز پایه سوم و مسئول کتابخانه گفت.

کتاب‌ها را از کجا آوردید و چطور به بچه‌ها می‌دهید؟ این هم سؤال من بود.

 زهرا که عضو شورای دانش‌آموزی و مسئول  کتابخانه‌ی ژانت بود، قفسه‌های پر از کتاب را به ما نشان داد و گفت: بیشتر کتاب‌ها را آقای رحماندوست برایمان تهیه کرد. تعدادی هم خودمان جمع کردیم ، من در پنج‌شنبه‌ها به بچه‌ها کتاب می‌دهم و هفته‌ی بعد آن را تحویل می‌گیرم. معلم‌ها بچه‌ها را تشویق می‌کنند، کتاب بخوانند.

بخش عمده‌ای از کارهای مدرسه و پیگیری‌ها را در اینجا امین اله کریمی مسئول کارپردازی آموزش و پرورش منطقه‌ی کوه سرخ انجام داده است . او از اولین کلنگ احداث تا لحظه‌ی افتتاح، پا به پای مدرسه پیش آمده و همه‌ی کارها را زیر نظر داشته است. کریمی از بچه‌های مدرسه‌ی خواجه نصیر  به نیکی یاد می‌کند. از عشق آنان به کار  و تلاش می‌گوید. از این که چنان صادقانه و خالصانه تلاش می‌کردند، انگار قرار است خودشان در این مدرسه درس بخوانند. او می‌گوید: مدرسه از برج‌های آماده بهره برداری شد. اهالی در کارهای ساختمانی همراه بودند و هر کاری که از دست آنان ساخته بود کوتاهی نمی‌کردند. الان این روستا 1400 ساکن و 250 خانوار دارد. بچه‌های خواجه نصیر تنها برای ما مدرسه‌ی ژانت میخائیلی را نساختند، بلکه یک خانه هم برای مددجویان کمیته‌ی امداد بنا کردند. آن‌ها هنوز هم گه‌گاهی به روستا ما سر می‌زنند .

راستی ژانت میخائیلی کیست که این قدر برای روستای ما برکت آورده دختران ما را به آینده و ادامه‌ی تحصیل امیدوار کرده است این را اهالی روستا پرسیدند.

لطفاً شما پاسخ این سؤال را بدهید. شما که سال‌ها از نقاشی‌های ژانت در مجلات پیک رشد لذت بردید. شما که آثارش را در کتاب‌ها به تماشا نشستید. شما که هنوز برای فرزندان خود از تصویرسازی‌های او سخن به میان می‌آورید. اجازه بدهید جواب این پرسش‌ها را کسانی بدهند که تصور می‌کردند با تشییع جنازه ژانت همه چیز تمام است . او رفت و دفتر عمرش بسته شد. او رفت بی‌آنکه فرزندی برای ادامه‌ی راهش داشته باشد.

اما چنین نیست. ژانت امروز 24 دختر دارد. شاید سال بعد تعداد دخترانش بیشتر باشند. همان ژانت که تا دیروز خانه‌ای از خود برای سکونت نداشت، حالا به وسعت تنورجه خانه دارد. خانه‌ای که شش دانگ آن را به نامش سند زده‌اند. ژانت امروز خوشحال است. اگر باور ندارید. به خانه‌اش در تنورجه بروید. دخترانش با لبخند از شما استقبال خواهند کرد.

راستی او چه تقدیری داشت که در سالروز میلاد سلطان خراسان، مدرسه‌اش به طور رسمی افتتاح شود و من و مصطفی رحماندوست در یک غروب پاییزی، داخل مسجد الجواد واقع در میدان هفت تیر تهران پیرامون او به گفت‌و‌گو نشستیم ؟ آری ، در حریم امام مهربانی‌ها، همه را پذیرا هستند. اینجا  هرگز از آیین نمی‌پرسند. خوان نعمت این خانواده همیشه گسترده است. تقدیر این بود که مدرسه با پول ژانت و خواهرش ساخته شود. تدبیر و درایت رحماندوست باعث شد تا در سیستم بانکی سودی متوجه پول ژانت شود و برای بقیه‌ی ماجرا هم از همان پول هزینه کنند. یادتان باشد اگر کسی مبلغ  به ظاهرانه‌ کمی آورد  و خواست مدرسه‌ای بسازد یا کار خیری انجام دهد جواب منفی به او ندهید . گواهی از مدرسه‌ی ژانت میخائیلی روشن‌تر می‌خواهید؟

 



 
رویای رام نشده
ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ خرداد ،۱۳۸٧  

 

 

شاید شما هم مثلِ من، بارها و بارها به این جمله برخورده باشید که: «کتاب درسی، کتاب معیار است». بیایید کمی در این باره اندیشه کنیم و به گفت ‌و‌گو بنشینیم.

            از نظر من، کتابی معیار است که زبان و بیان آن «معیار» باشد؛« تصویرسازی» و « گرافیک» آن معیار باشد، تمام عناصر بصری به کار رفته در آن معیار باشد. به چه معنا ؟ به این معنا که کتاب درسی در حوزه‌ی تولید کتاب کودک و نوجوان برای دیگر پدید آورندگان، کتاب مرجع باشد.

            متن فاخر ، شایسته و اثرگذار، تصویرسازی مناسب، عکس‌های صحیح و اورژینال، طراحی گرافیک بایسته و چاپِ مطلوب، از کتاب درسی اثری تولید می‌کند که می‌توان از آن به عنوان سنگ محک و شاخص برای ارزیابی دیگر کتاب‌های کودک و نوجوان بهره گرفت.

            این انتظار از کتاب درسی بیجا و بیهوده نیست، چرا که کتاب درسی رسانه‌ی ملی است و رسانه‌ی ملی نگاه ملی می‌طلبد.

در پرانتز عرض کنم بودجه‌ی زیبا‌آرایی اداره‌ی کل چاپ و توزیع در یک سال برای 922 عنوان کتاب درسی 70 میلیون تومان است، البته این مبلغ با حقوق خالص یک سر مربی خارجی برای یکی از تیم‌های لیگ برتر فوتبال ایران که، در سال گذشته 600 هزار دلار بوده ، قابل مقایسه است ! چنین شرایطی سبب می‌شود تا حوزه‌ی فرهنگ به تعبیر مقام معظم رهبری مظلوم واقع شود.

            گر چه هنوز تا رسیدن به این مهم ( کتاب درسی معیار) راه درازی در پیش داریم، امّا اهمیت قضیه این است که مسیر را درست تشخیص بدهیم و جهتِ حرکتمان را بشناسیم. بد نیست به چند نکته هم اشاره کنم، شاید تأمّل در این نکات ما را در بازشناسی موانع درون سازمانی و برون سازمانی در تولید کتاب‌های درسی معیار یاری کند:

            1 - از « تصویرسازی» می‌توان به عنوان یک عامل مهم در کیفیت کتاب درسی نام برد. گذشته از متنِ در خور که در کیفیت کتاب درسی تأثیر بسزایی دارد، ده‌ها عامل دیگر نیز در کیفیت آن مؤثر است. نگاه تک عاملی به کیفیت ، ما را به « ساده نگری» می‌کشاند.

            اگر بنا باشد در بخش آماده‌سازی کتاب‌های درسی، تصویرسازی کیفیت قابل قبولی داشته باشد و به دیگر عوامل که مهم‌ترین آن گرافیک مناسب است، بی‌توجهی بشود، بهبود کیفیت مفهوم عینی پیدا نمی‌کند. اگر همه‌ی عوامل هنری و فنی به طور هماهنگ و یکسان رشد کیفی داشته باشد و نتیجه‌ی چاپ محصولی بی‌کیفیت باشد، آیا کیفیت مفهوم عینی پیدا می‌کند؟

            کیفیت مفهومی همه جانبه و نگرش سیستمی است و صرف برگزاری جشنواره‌ی تصویرسازی بدون توجه به دیگر عوامل ممکن است ما را به بیراهه بکشاند.

            2 تولید کتاب درسی فرآیندی است که در تعامل همه‌ی پدید آورندگان شکل می‌گیرد. نگاه یک جانبه و مشتری مدار ( با این معنا که مؤلفان، مشتری بخش هنری هستند و همیشه حق با مشتری است) ره به جایی نمی‌برد.

            همه‌ی پدید آورندگان، متناسب با حوزه‌های تخصصی خود مسئولیت دارند و به تعبیری در اینجا مسئولیت تضامنی است. به رسمیت شناختن تخصص هر یک از حوزه‌های درگیرِ تولیدِ کتاب درسی سبب می‌شود که نگاه خطی در تولید کتاب، جایگزین نگاه فرآیندی و تعاملی شود. تجربه نشان داده است تصاویری که در کتاب‌های درسی به عنوان تصاویر مطلوب از آن‌ها یاد  می‌شود، در جریان یک فرآیند تعاملی میان همه‌ی پدید آورندگان کتاب درسی شکل گرفته است.

            3 تعداد عناوین و تیراژ کتاب‌های غیر درسی کودک و نوجوان به خصوص با موضوع هنر و ادبیات در ایران به شدت پایین آمده و این در حالی است که کتاب درسی در شمارگان زیاد چاپ و توزیع می‌شود. شاید این فرضیه درست به نظر برسد که بسیاری از کودکان و نوجوانان سرزمین ما، تنها ماده‌ی خواندنیِ در اختیارشان، کتاب درسی است.

            گستره‌ی توزیع کتاب درسی از این رسانه، رسانه‌ای فراگیر ساخته است. رسانه‌ای که مخاطب حق انتخاب نمونه‌ای دیگر از این را ندارد. پس بر همه‌ی ماست که بهترین کتاب را برای مخاطبان خود تدارک ببینیم. کتاب درسی معیار را.

به بهانه‌ی دومین جشن رونمایی کتاب‌های درسی جدید التألیف

 شهریور 1386

 

 

0 نام این یادداشت را از نمایشنامه‌ای به همین عنوان که نویسنده‌اش نمی‌دانم کیست، وام گرفته‌ام.

00 با یک متن می‌توان کتاب‌هایی مناسب با مقتضیات فرهنگی اجتماعی هر استان یا چند استان همجوار تهیه کرد.

 



 
برای تصویرسازی كتاب‌های درسی از نگاه شما چند راه می‌توان در نظر گرفت؟
ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ تیر ،۱۳۸٦  

به نظر من از منظر كار سازمانی اصولاً دو راه بیشتر برای تصویرسازی كتاب‌های درسی وجود ندارد. یك راه ، روش متمركز است. بدین معنا كه باید یك آتلیه‌ی مركزی ایجاد كنیم و عده‌ای تصویرگر را هم استخدام نماییم تا برای كتاب‌های درسی، تصویرسازی شود.این روش معایبی به دنبال دارد. با انجام این كار شما از هنرمندانی كه كارشان در چارچوب اداری تعریف نمی‌شود، یك كارمند می‌سازید. یعنی كار خلاقانه به مرور از میان می‌رود و این افراد رأس یك ساعت معین در محل كار حضور پیدا می‌كنند و پس از انجام كار در قالب اداری در ساعت پایانی هم مجموعه را ترك می‌كنند. عیب دیگر این است كه به مرور تصویرگران از كارآیی می‌افتند. زیرا تصویرسازی كه كار هنری و خلاقانه است به شكل یك كار اداری و موظف در می‌آید و هنرمند به مرور توان و انرژی خود را در جای دیگری مصرف می‌كند.

            نكته‌ی دیگر این است كه ما آن قدر پروژه‌ی تصویرسازی به صورت وسیع و گسترده‌ در اختیار نداریم كه نیاز داشته باشیم در طول سال و حتی سال‌های بعد، تغییراتی انجام بدهم و بخواهیم به خاطر آن آتلیه‌ی دائمی ایجاد كنیم. عیب بعدی این است كه وقتی شما آتلیه‌ی مركزی ایجاد می‌كنید دیگر نمی‌توانید از ظرفیت‌های بیرون از سازمان بهره ببرید و خود را محدود به هنرمندانی می‌كنید كه با شما در سازمان همكاری دارند.

            روش دوم، شیوه‌ی غیر متمركز است. بدین معنا كه یك پروژه تعریف می‌كنیم و برای آن یك نفر را به عنوان مدیر پروژه یا مدیر هنری در نظر می‌گیریم. مدیر هنری هم كارگروه‌های خودش را تشكیل می‌دهد كه بخش عمده‌ای از آن‌ها تصویرگر هستند. وقتی هم پروژه تمام شد، كارگروه از هم جدا شده و برای پروژه‌های دیگر، دوباره كارگروه دیگری با تركیب جدید یا همان تركیب قبلی شكل می‌گیرد. البته هیچ الزامی نیست كه همان نفرات قبلی دوباره در كارِ گروهی حضور داشته باشند. بنابراین می‌توانیم از مجموعه‌ی تصویرگران متفاوت در زمان‌های مختلف استفاده كنیم. اینجاست كه امكان استفاده از نیروهای خلاق‌تر، جوان‌تر و تازه‌تر برای شما فراهم می‌شود. اما عیب بزرگ این روش آن است كه افراد پروژه كاملاً در اختیار شما نیستند. بنابراین، پروژه در یك بستر زمانی طولانی‌تر شكل می‌گیرد و به نتیجه می‌رسد. و این با وضعیت فعلی فرآیند تولید كتاب‌های درسی جور در نمی‌آید.



 
باز باران
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ خرداد ،۱۳۸٦  

 

در قالب كتابي يا عنوان «باز باران»آثار دومين جشنواره‌ي تصويرسازي كتاب‌هاي درسي منتشر شد

آثار دومين جشنواره‌ي تصويرسازي كتاب‌هاي درسي دوره‌هاي ابتدايي و راهنمايي تحصيلي همراه با فراخوان و بيانيه‌ي هيأت داوران اين دوره در قالب كتابي با عنوان «باز باران» از سوي اداره‌ي كل چاپ و توزيع كتاب‌هاي درسي منتشر شد.

              در اين كتاب كه در قطع خشتي و در 240 صفحه انتشار يافته است؛ ابتدا فراخوان جشنواره‌ي دوم و بيانيه‌ي هيأت داوران پيش روي علاقمندان قرار گرفته است و سپس تصاوير مربوط به متن كتاب‌هاي درسي دوره‌ي ابتدايي و راهنمايي تحصيلي به تفكيك هر مقطع و پايه‌ قابل دسترسي است. از آن‌جا كه جشنواره‌ي مذكور در بخش تصويرسازي از دو موضوع پيشنهادي معين «ايران سرزمين ما» و« راز‌ و نيازهاي من » بهره مي‌برد، تصويرگران شركت كننده نيز آثاري را در اين قسمت ارائه كرده بودند. دبيرخانه‌ي جشنواره تمامي آثار پذيرفته شده در بخش موضوع پيشنهادي نمايشگاه را نيز در ادامه ارائه كرده است. بخش سوم اين كتاب نيز به كتاب‌سازي اختصاص يافته است.

              تمامي آثار ارائه شده در اين كتاب داراي شناسنامه‌ي تصوير شامل نام تصويرگر، عنوان اثر، پايه‌ي تحصيلي و كتاب درسي مورد نظر و تكنيك مورد استفاده بوده و در كنار آن نيز هر تصوير داراي يك چكيده مي‌باشد. مخاطب اين كتاب با مطالعه‌ي هر چكيده ارتباط صميمانه‌تري با تصوير برقرار مي‌كند و پيام آن را به نحو مطلوب‌تري دريافت مي‌نمايد. هم‌چنين در كنار هر چكيده يك تحليل نيز گنجانده شده است تا بيننده بتواند با تعبير و تفسير اين كار بيشتر آشنا شود. اين تحليل‌ها توسط جمال‌الدين‌اكرمي، كارشناس حوزه‌ي كتاب و نشريات كودك و نوجوان ارائه شده است. تمامي آثاري كه در اين دوره از جشنواره نامزد دريافت جايزه و يا برگزيده شده‌اند، با دو نشان متفاوت علامت‌گذاري شده‌ است تا مخاطب به راحتي بتواند برترين‌هاي جشنواره‌ي دوم تصويرگري كتاب‌هاي درسي را شناسايي كند.

              نمايه‌ي تنظيم شده بر اساس نام تصويرگران در انتهاي كتاب نيز اين امكان را به مخاطب مي‌دهد تا بر اساس نام تصويرگران امكان دسترسي به آثار آنان را داشته باشد. در اين دوره از جشنواره، 738 اثر در دبيرخانه‌ي جشنواره به ثبت رسيده است. در مجموع آثار 92 هنرمند در اين كتاب انعكاس يافته است. همجنين فهرست آثار برگزيده و تقدير شده‌ي دومين جشنواره‌ي تصويرسازي كتاب‌هاي درسي در قالب جدولي متشكل از نام اثر ، نام تصويرگر، جايزه و ملاحظات مربوط به آن در صفحات اوليه‌ي كتاب به چشم مي‌خورد.

              شايان توجه است كه چاپ اول اين كتاب در شمارگان 2000 نسخه در اختيار علاقمندان قرار دارد.

 



 
 
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ اسفند ،۱۳۸٥  
حسین حداد مدیر مرکز بررسی آثار مجلات رشد درگذشت. روحش شاد.

 
چشم هاي شيشه اي
ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ خرداد ،۱۳۸٥  


 
 
004299.jpg
روز دوشنبه ۱۸/۲/۸۵ ، قبل ازظهر؛ روز پرازدحامي است. هواي گرم تهران، آن هم در يكي از روزهاي بهاري، بدجوري آدم را كلافه مي كند. ترجيح مي دهم حد فاصل فلكه صادقيه تا ميدان امام خميني را با مترو طي كنم. گرچه فشار جمعيت براي سوارشدن به مترو زياد است، اما رفتن با مترو به دردسرهايش مي ارزد.
سيل جمعيت منتظر رسيدن قطار است. قطار از راه مي رسد. همه يك دفعه به سمت واگن ها هجوم مي آورند. به قول يكي از دوستان، مترو تنها جايي است كه دل هاي مردم به هم نزديك است. زمان بسيار كمي داري كه سوار واگن بشوي.
بوي تند عرق بعضي از آدم ها، توي ذوق مي زند. نفس چند نفري هم كه سير خورده اند، نفس تو را بند مي آورد. باز جاي شكرش باقي است كه مترو كولر دارد و در حداقل زمان ممكن، تو را به مقصد مي رساند؛ در غير اين صورت تحمل چنين وضعي غيرممكن بود. قطار حركت مي كند. در ميان فشار جمعيت، گه گاه صداي خسته پيرمردي در لابه لاي جمعيت، چشم ها را به سوي او مي چرخاند. فشار جمعيت داخل واگن ها بالاست. قطار به هر ايستگاه كه مي رسد، مثل اين است كه واگن ها خالي و سپس پر مي شود.
قطار پس از دقايقي به ايستگاه امام خميني(ره) مي رسد. سيل جمعيت از واگن ها سرازير مي شود و ازدحام دوباره جمعيت براي سوار شدن. پيرمرد سعي مي كند جا نماند. او آخرين نفري است كه مي خواهد سوار شود. ناگهان در واگن ها بسته مي شود و يك پاي پيرمرد داخل واگن به تله مي افتد و بقيه بدنش بيرون از واگن  جا مي ماند. قطار شروع مي كند به حركت كردن.
در يك آن، نفس ها در سينه حبس مي شود. مثل اينكه جمعيت آنچه را مي بيند، باور ندارد. در يك لحظه فريادهاي پي درپي پيرمرد، جمعيت را به خود مي آورد. آنها كه داخل واگن هستند، به خود مي آيند و شروع مي كنند به فريادزدن. صداي جمعيت، ايستگاه را به لرزه درمي آورد، اما قطار مثل يك مار افعي بزرگ به راهش ادامه مي دهد.
مردي در جهت حركت قطار در حال دويدن است و پي در پي به ديواره هاي واگن مي كوبد و فرياد مي زند تا راننده قطار را متوجه حادثه اي كه در شرف وقوع است، بكند. انگار دوربين هاي مداربسته ايستگاه از كار افتاده است. كسي پشت مونيتورها نيست. پيرمرد همچنان فرياد مي زند. اگر واگن وارد تونل شود؟! خوشبختانه قطار مي ايستد.
جواني كه در ايستگاه ناظر واقعه بوده است، با دوربين ديجيتال خود از اين واقعه چند قطعه عكس تهيه مي كند. مأموران متوجه مي شوند و او را در حلقه محاصره قرار مي دهند. حال كه قطار ايستاده، بايد جلوي فاجعه ديگري را گرفت. چشم هاي شيشه اي مرد جوان كه حادثه را در چند فريم عكس ثبت كرده است، بايد بسته شود. نگراني همين جاست. مأموران، جوان را به مقرشان راهنمايي مي كنند.
بايد چشم هاي تيزبين «چشم شيشه اي» بسته شود تا خبري به بيرون درز نكند؛ چشم هاي شيشه اي جوان حق نداشته است كنجكاوي كند، مثل اينكه ذهن جست وجوگر جوان چشم شيشه اي، برايش دردسر ايجاد كرده است. من كه نظاره گر اين صحنه هستم، بي اختيار ياد اين جمله مرحوم شادروان علامه جعفري مي افتم كه فرموده بود: «آموزش و پرورش بايد براي سؤال خوب جايزه بگذارد» . سؤال خوب ذهن جست وجوگر و كنجكاو طلب مي كند. بايد جامعه ظرفيت تربيت نسل كنجكاو، پويا و پرسشگر را داشته باشد.
***
و اما... من پدر اين جوان هستم. سال هاست در آموزش و پرورش كشورم خدمت مي كنم. عمر و جواني خود را مانند بسياري ديگر در حوادث دوران انقلاب و جنگ گذرانده ام. خانواده اي دارم بهتر از گل. وجودمان هم دردسري براي جامعه ايجاد نمي كند و با حق و حقوق خودمان آشناييم و به حقوق ديگران هم كاملاً احترام مي گذاريم.
تا به حال سالم زندگي كرده ايم. نه پرونده اي در جايي داريم و نه - شكر خدا- خلافي مرتكب شده ايم كه گذرمان به كلانتري و دادگاه و... بيفتد.
حميدرضا (پسر ارشدم) جواني است علاقه مند به عكاسي كه اوقات فراغت خود را به نحو مطلوب با عكاسي پر مي كند؛ جواني پر از سؤال هاي گوناگون كه بعضي از آنها را من هم نمي توانم جوابي برايش پيدا كنم. آيا مي توانم بگويم كه سؤال نكن؟ كنجكاوي نكن؟ جواني پر از هيجان و آرمان هاي بلند، مثل خيل عظيم جوانان كشور. نه دوست نابابي دارد و نه گذرش به مسيرهاي غيراخلاقي مي افتد، اما تا دلت بخواهد به حوادث ريز و درشتي كه دور و برش مي افتد، حساسيت نشان مي دهد. اهل «به من چه؟» هم نيست.
شما كدام يك را مي پسنديد؟ ياد جواني خودم مي افتم؛ دوران جنگ. ياد جوان هايي مي افتم كه از حيثيت و شرف اين مرز و بوم دفاع كردند. آيا آنان از گروه «به من چه؟» بودند؟ اهل تفكر «مواظب باش نفتي نشوي» بودند؟ احساس مسئوليت كردند، ايستادند و اكنون امنيت امروز را همه ما مديون آنان هستيم و اكنون كه روزهاي ميانسالي را مي گذرانم و به مرزهاي پيري نزديك مي شوم، من هم دارم به گروه «به من چه» ها مي پيوندم.
اما قبل از اعلام رسمي پيوستن به اين گروه، بي مناسبت نديدم چند كلامي را با مسئولان امور شهري و شايد ديگران در ميان بگذارم:
۱- اينكه چرا اين واقعه رخ داده، نياز به بررسي دارد؛ كما اينكه در گذشته و چند سالي كه مترو راه افتاده، شاهد وقايعي از اين دست بوده ايم و باز هم خواهيم بود. بهتر است دلايل اين امر بررسي شود تا در آينده اينگونه حوادث به حداقل برسد.
۲- به چه دليل عكس هاي اين واقعه را Delete كرديد؟ با چشم هايي كه اين واقعه را ديدند چه مي كنيد؟
۳- آيا تصويري را كه در ذهن حميدرضاي جوان نقش بسته است مي توان Delete كرد؟(حميدرضا در هنرستان گرافيك درس خوانده و تصويري كه مشاهده مي كنيد، يك اتود خطي از اين واقعه است.)
۴- بافت جمعيت كشور ما جوان است. چقدر فضا براي گذراندن اوقات فراغت آنان مطابق با موازين عرفي و شرعي ايجاد كرده ايم؟ اگر امروز به توان كشورمان در انرژي هسته اي مي نازيم، همه را مديون جوانان اين آب و خاك هستيم. قدر آنان را بدانيم، آنان در سرنوشت كشورشان بسيار تأثيرگذارند. آنان مردان روزهاي سخت اند؛ حرمتشان را پاس بداريم و عزتشان را احترام بگذاريم.
نگارنده در گفت وگويي كه پس از واقعه با فرزندم داشتم، او را نسبت به برخوردهاي مأموران مترو توجيه كردم، اما برخورد آن آقايان با وي نتيجه عكس  داشته است. برخورد آنان حميدرضا را متوجه اهميت هنر عكاسي در ثبت موضوع هاي اجتماعي و... كرده است. بايد بسيار مراقب باشيم؛ هزاران چشم شيشه اي، لحظه لحظه هاي ما را مي كاوند!
 
جاي اين همه ديوار و سنگ
آيينه بود و آب و كمي پنجره
                                                           قيصر امين پور



 
يا حسين
ساعت ٩:٠٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ بهمن ،۱۳۸٤  

از راديو شنيدم:

                  حسين تشنه تر از آب تشنه ی لبيک بود.



 
 
ساعت ٦:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ دی ،۱۳۸٤  

طی چند ماه اخير درگير جشنواره ی تصويرسازی بودم. اين هم گزارشی از آن



 
شما چه فکر می کنيد؟
ساعت ۸:۱٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٦ دی ،۱۳۸٤  

راستی پشت درياها شهری است ؟



 
از من پرسيدند
ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۸ آبان ،۱۳۸٤  

ويژگي‌هاي يك معلم در دوره‌ي آموزشي ابتدايي

1-  اولين عنصر يا ويژگي علاقه‌مندي به شغل معلم است كه در غير اين‌صورت اين‌كار، كاري مشقت بار خواهد بود. علاقه‌مندي سبب احساس موفقيت و در نتيجه پيشرفت خواهد بود.

2-  ارتباط مؤثر با دانش‌آموزان . در واقع يكي از مهارت‌هاي اساسي يك فرد براي احراز شغل معلمي در دوره‌ي آموزشي ابتدايي مهارت برقراري ارتباط با ديگران است. معلم بايد بتواند با دانش‌آموزانش در درجه‌ي اول و سپس با محيط خود ارتباط مؤثر برقرار كند.

3-  درك حقيقتي به نام تفاوت‌هاي فردي دانش‌‌آموزان و به رسميت شناختن آن در كار معلمي بسيار مهم و راهگشاست و سبب توجه به نيازهاي گوناگون دانش‌آموزان مي‌شود و معلم مي‌تواند استعدادهاي گوناگون بچه‌ها كشف و درك كند و آن‌ها را به درستي در مسيررشد و تعالي قرار دهد.

4-  معلم‌هاي خلاق موفق‌ترند. خلاقيت در كار معلمي معجزه مي‌كند.

5-  اطلاعات به روز از رشته‌ي مورد تدريس و كسب آگاهي از تغييرات برنامه‌ي درسي معلم را تواناتر مي‌سازد. لذا كنجكاوي كه محرك اصلي چنين ويژگي است براي يك معلم موهبتي الهي است. كنجكاوي سبب رشد معلم در مهارت‌هاي تدريس و ساير مهارت‌هاي شغل معلمي مي‌شود. كنجكاوي سبب مي‌شود تا معلم بتواند زمينه‌ي پرسش‌گري را در فضاي ياد دهي- در يادگيري دامن بزند.

6-  تعليم و تربيت آدمي، در بستر زمان معنا مفهوم پيدا مي‌كند و عينيت مي‌يابد. از ويژگي‌هاي يك معلم در دوره‌ي آموزشي ابتدايي صبر و بردباري است. معلمان صبور وبرباري بهتر نتيجه مي‌گيرد.

7-  معلمان با نشاط فضايي سرشار از شادي و شور و شوق يادگيري را در دانش‌آموزان ايجاد مي‌كنند. اين نشاط چه در ظاهر معلم و چه در رفتار بايد نمود داشته باشد.

و نكته‌ي آخر اين كه شرافت و حيثيت معلم را نبايد به بازي گرفت. تأمين حداقل معيشيت بدون دغدغه بسترساز فعاليت‌هاي يك معلم موفق است. آيا براستي چنين توقعي دور از انتظار است؟

نظر شما چيست؟



 
جدول برنامه درسی دوره ی ابتدايی ايران
ساعت ۳:٤٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ مهر ،۱۳۸٤  
 

 

 

      جدول برنامه درسی دوره ی آموزش ابتدايی ايران

ملاحظات

پايه پنجم

پايه چهارم

پايه سوم

پايه دوم

پايه اول

مواددرسي

رديف

 

2

2

2

2

3

 

 

3 **

4

3

  2 **

 

2

2

2

2

2

3

 

 

 3 **

4

3

3 **

 

2

2

2

2

2

4

 

 

3

4

3  *

2 *

 

2

 

2

2

2

3

3

 

 

-

5

3

2

 

2

1

-

-

 

 


11ساعت

 

-

5

3

2

 

3

قرآن

تعليمات ديني

انشاء فارسي

املاء فارسي

قرائت فارسي(خواندن و درك مطلب و دستور زبان فارسي)

مطالعات اجتماعي

رياضيات

علوم تجربي و بهداشت

هنر(تقاشي، خوشنويسي و كاردستي)

ورزش

1

2

3

4

5

 

 

6

7

8

9

 

10

 

24

24

24

24

24

جمع

 

 

*دروس علوم تجربي و بهداشت و هنر در پايه سوم مجموعاً در هفته 4 ساعت ارائه خواهد شد.(يك هفته-يك هنر، سه جلسه علوم تجربي و هفته‌‌ي ديگر دو‌جلسه علوم تجربي)

**دروس مطلعات اجتماعي و هنر در پايه هاي چهارم و پنجم مجموعاً در هفته چهار ساعت ارائه خواهد شد ( يك هفته ـ يك جلسه هنر و سه جلسه مطالعات اجتماعي، هفته ديگر دو جلسه هنر و دو جلسه مطالعات اجتماعي ).

 

 

                                                           

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                              

 

 

 

 

 

 

 



 
مصوبه
ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ امرداد ،۱۳۸٤  

اين هم از مصوبه درباره ارزشيابی توصيفی:
سه شنبه، 17 خرداد، 1384

مصوبه هفتصد و سيزدهمين جلسه شوراي عالي آموزش و پرورش
به تاريخ 21/7/1383
موضوع : اصول حاکم بر ارزشيابي پيشرفت تحصيلي


به منظور نظام بخشي به فعاليت هاي ارزشيابي پيشرفت تحصيلي دانش آموزان و با توجه به رويکردها و نگرش هاي نوين در تعليم و تربيت ، اصول زير تحت عنوان" اصول حاکم بر ارزشيابي پيشرفت تحصيلي" تعيين مي شود :
1- جدايي ناپذيري ارزشيابي از فرايند ياددهي – يادگيري
ارزشيابي دانش آموزان بايد به عنوان بخش جدايي ناپذير فرآيند ياددهي – يادگيري و نه به عنوان نقطه پاياني آن تلقي شود .
2- استفاده از نتايج ارزشيابي در بهبود فرايند ياددهي – يادگيري و اصلاح برنامه ها و روشها و هدف غايي ارزشيابي ، اصلاح و بهبود فرآيند ياددهي – يادگيري است و نتايج ارزشيابي ها بايد در اصلاح برنامه ها و روشها مورد استفاده قرار گيرد .
3- هماهنگي ميان هدف ها ، محتوا ، روش هاي ياددهي – يادگيري و فرآيند ارزشيابي
در ارزشيابي بايد تناسب و هماهنگي بين هدف ها ، محتوا و روش هاي ياددهي - يادگيري مربوط به هر درس مورد توجه قرار گيرد .
4- توجه به آمادگي دانش آموزان
در طراحي و اجراي انواع برنامه هاي ارزشيابي بايد به آمادگي هاي جسمي ، عقلي ، عاطفي و رواني دانش آموزان توجه شود .
5- توجه به رشد همه جانبه دانش آموزان
در ارزشيابي بايد به جنبه هاي مختلف رشد بدني ، عقلي ، عاطفي ، اجتماعي ، اخلاقي و حرکتي دانش آموزان توجه شود .
6- توجه همه جانبه به دانش ها ، نگرش ها و مهارتها
در ارزشيابي ، متناسب با محتواي آموزش و پرورش بايد به حيطه دانش ها ، نگرش ها و مهارت هاي دانش آموزان توجه شود .
7- توجه به ارزشيابي دانش آموز از يادگيري هاي خود ( خود ارزشيابي )
در ارزشيابي بايد شرايطي فراهم شود که دانش آموز نيز بتواند از يادگيريها و عملکردهاي خود و ديگر دانش آموزان ارزشيابي کند .
8- ارزشيابي از فعاليتهاي گروهي
در نظام ارزشيابي ، علاوه بر ارزشيابي فردي ، بايد از فعاليتهاي گروهي نيز ارزشيابي به عمل آيد .
9- توجه به فرآيندهاي فکري منتهي به توليد پاسخ
در ارزشيابي بايد علاوه بر پاسخ نهايي ، به فرآيندي که منجر به توليد پاسخ شده است توجه کرد .
10- تأکيد ببر نوآوري و خلاقيت
در ارزشيابي بايد با تأکيد بر ورش حل مسأله ، زمينه رشد و شکوفايي دانش آموزان را فراهم کرد .
11- تنوع روش ها و ابزارهاي اندازه گيري و سنجش پيشرفت تحصيلي
با توجه به اهداف ، ماهيت و نوع موارد ارزشيابي ، از انواع مختلف روش ها و ابزارهاي ارزشيابي ( مانند پرسشهاي شفاهي ، آزمون هاي عملي ، انواع پرسشهاي عيني و انشايي ، روش هاي مشاهده رفتار ، پوشه هاي مجموعه کار ، ارايه مقالات و طرح ها، گزارش مربوط به فعاليت هاي تحقيقاتي ، ارزشيابي عملکردي ، ارزشيابي مستمر ، انواع دست ساخته ها ، روش خودسنجي و .. ) استفاده مي َود .
12- استفاده از انواع ارزشيابي
در فرآيند ياددهي – يادگيري لازم است با توجه به هدف ها ، محتوا و روش هاي تدريس از انواع ارزشيابي ها ( از قبيل تشخيصي ، تکويني ، مجموعي ، هنجار مرجع، دروني ، بيروني ، ملي و ... ) استفاده شود .
13- استقلال مدرسه و معلم در فرآيند ارزشيابي
در فرآيند ارزشيابي بايد استقلال مدرسه و معلم در چارچوب سياستهاي کلي آموزش و پرورش حفظ شود .
14- اصل رعايت قواعد اخلاقي و انساني در ارزشيابي
به موجب اين اصل ، ارزشيابي بايد به گونه اي ساماندهي و اجرا شود که موجب خدشه دار شدن حقوق ، تعاملات انساني ، اعتماد به نفس و سلامت رواني دانش آموز يا معلم نگردد .
15- اصل توجه به تفاوت هاي فردي
در انجام ارزشيابي پيشرفت تحصيلي مي بايست به تفاوت هاي فردي دانش آموزان توجه شود .
16- ضرورت هماهنگي در تحقق اصول ارزشيابي
در به کارگيري اصول فوق الذکر بايد ميان سازمان ها ، مراکز ، ادارات ، واحدها و ساير بخش هاي مسئول ارزشيابي در مورد روشها ، ابزارها ، معيارها و برنامه هاي اندازه گيري و سنجش پيشرفت تحصيلي دانش آموزان ، تعهد و هماهنگي کامل وجود داشته باشد .

موضوع : اصول حاکم بر ارزشيابي پيشرفت تحصيلي در هفتصد و سيزدهمين جلسه شوراي عالي آموزش و پرورش تاريخ 21/7/83 به تصويب رسيد .



……………………………………………………………………………………………

مصوبه هفتصد و دهمين جلسه شوراي عالي آموزش و پرورش
به تاريخ 3/6/1383
موضوع : استمرار اجراي آزمايشي ارزشيابي توصيفي در دوره ابتدايي



ماده واحد : شوراي عالي آموزش و پرورش موافقت مي کند :
اجراي آزمايشي ارزشيابي پيشرفت تحصيلي ( ارزشيابي توصيفي دانش آموزان دوره ابتدايي ) مصوب ششصدو هفتاد و نهمين جلسه شورالي عالي آموزش و پرورش مورخ 30/8/81 تا پايان سال تحصيلي
85-84 استمرار يابد .
موضوع : موافقت با استمرار اجراي آزمايشي ارزشيابي توصيفي در دوره ابتدايي در هفتصد و دهمين جلسه شوراي عالي آموزش و پرورش مورخ 3/6/1383 به تصويب رسيد .



……………………………………………………………………………………………

مصوبه دويست ونود و ششمين جلسه كميسيون معين
شوراي عالي آموزش و پرورش مورخ 12/6/1382
موضوع: دستورالعمل ارزشيابي توصيفي دانش آموزان دوره ابتدايي
(طرح آزمايشي ارزشيابي پيشرفت تحصيلي)


مقدمه:
به استناد مصوبه ششصد و هفتاد و نهمين جلسه شوراي عالي آموزش و پرورش مورخ 30/8/81 دستورالعمل تغيير مقياس كمي (20-0) به مقياس كيفي (ارزشيابي توصيفي) با عنايت به رويكردهاي نوين در فرايند ياددهي – يادگيري و شيوههاي اثربخش ارزشيابي جهت اجراي آزمايشي در دوره ابتدايي به شرح زير ابلاغ ميشود:
هدف:
1- ارزشيابي توصيفي و تشريح جريان پيشرفت تحصيلي و تربيتي (تلاش و عملكرد) دانشآموزان به منظور اصلاح روند ياددهي ـ يادگيري در كلاس درس
2- ارتقاء سطح بهداشت رواني از طريق كاهش نقش ارزشيابي پاياني و مقياس كمي در سرنوشت تحصيلي و تربيتي دانشآموزان
3- توجه به حيطههاي مختلف شخصيت دانشآموز در ابعاد عاطفي، اجتماعي، جسماني و سطوح بالاي حيطه شناختي
ماده 1- ارزشيابي در دوره ابتدايي در طول سال تحصيلي به طور پيوسته با استفاده از روشهاي فرايندي و عملكردي و ابزارهايي مانند پوشه كار، سياهه رفتار، آزمونها و تكاليف درسي، برگ ثبت مشاهدات و فعاليتهاي داخل و خارج از كلاس اعم از فردي يا گروهي و نظاير آن انجام ميگيرد.
ماده 2 – در هر سال تحصيلي وضعيت تحصيلي و تربيتي دانشآموزان حداقل طي دو مرحله با توصيف ميزان تلاش و عملكرد آنان به دانشآموزان و اولياء آنها اعلام ميشود، به گونهاي كه ميزان تلاش و عملكرد آنان را توصيف نمايد.
ماده 3- دانشآموزاني كه در كلاس درس حضور يافته و به انجام تكاليف و فعاليتهاي ياددهي ـ يادگيري مبادرت ورزيدهاند بنابر گزارش معلم در پايان سال تحصيلي به پايه بالاتر ارتقاء مييابند.
ماده 4- درصورتي كه به تشخيص معلم و با توجه به ارزشيابيهاي به عمل آمده در طول سال تحصيلي، دانشآموزي در دستيابي به اهداف و انتظارات پايه، نياز به فعاليتهاي بيشتري داشته باشد، راه كارهاي جبراني براي بهبود پيشرفت تحصيلي و تربيتي وي با همكاري اولياء مدرسه و والدين اعمال ميشود.
تبصره ـ منظور از راه كارهاي جبراني انجام اقداماتي است كه معمولا در طول سال يا قبل از آغاز سال تحصيلي بعد به اجرا در ميآيد تا پيشرفت تحصيلي دانشآموزان بهبود يابد.
ماده 5- در شرايط خاص، دانشآموزي كه پس از اعمال راه كارهاي جبراني براساس ارزشيابيهاي به عمل آمده به تشخيص معلم به اهداف و انتظارات پايه تحصيلي مربوط دست نيافت توسط معلم مربوط همراه با پرونده تحصيلي به شوراي معلمان معرفي ميشود. اين شورا نظر خود را به شوراي مدرسه جهت تصميمگيري نهايي در مورد ارتقاء يا عدم ارتقاء دانشآموز اعلام خواهد كرد.
ماده 6- تصميم گيري در مورد جابجايي دانشآموز و تعيين راه كارهاي جبراني توسط شوراي مدرسه انجام ميشود.
ماده 7- چگونگي تكميل گزارش پيشرفت تحصيلي و تربيتي دانشاموز در دروس مختلف و همچنين ويژگيهاي عمومي، نحوه بكارگيري ابزارها كه به عنوان راهنما براي معلم تلقي ميشود در جزوه راهنماي ارزشيابي توصيفي، توسط معاونت آموزش عمومي و امور تربيتي با همكاري سازمان پژوهش و برنامهريزي آموزشي ارائه ميشود.
تبصره: نحوه ثبت و نگهداري مدارك تحصيلي و دفتر ثبت گزارش پيشرفت تحصيلي و تربيتي دانشآموزان توسط معاونت آموزش عمومي و امور تربيتي و ابلاغ خواهد شد.
ماده 8- اين آييننامه در سال تحصيلي 83-82 به صورت آزمايشي در تعداد محدودي از كلاسهاي پايه اول ابتدايي و در تعدادي از استانها قابل اجرا خواهد بود.
ماده 9- اين آيين نامه براي مدارس مجري طرح آزمايشي جايگزين آييننامه امتحانات دورههاي ابتدايي و راهنمايي مصوب ششصد و سي و سومين جلسه شوراي عالي آموزش و پرورش مورخ 20/12/1371 خواهد بود.

………………………………………………………………………………………………………………………

رأي صادره در ششصد و هفتاد و نهمين جلسه شوراي عالي آموزش و پرورش مورخ 30/8/1381


به وزارت آموزش و پرورش اجازه داده مي شود :
1- نسبت به تغيير مقياس کمي ( 20-0) به مقياس کيفي ( توصيفي ) در ارزشيابي از دانش آموزان اقدام و آن را به صورت آزمايشي از سال تحصيلي جاري ( 82-81 ) در تعدادي از مدارس دوره ابتدايي اجرا کند .
2- نسبت به تهيه طرح ارتقاي خود به خود دانش آموزان به پايه بالاتر اقدام و آن را در تعداد محدودي از مدراس دوره ابتدايي از سال تحصيلي آينده اجرا کند .
تبصره 1- طرحهاي مذکور در مدارسي اجرا خواهد شد که ويژگيهاي لازم را از نظر نيروي انساني و امکانات داشته باشند .
تبصره 2- دستورالعمل اجرايي توسط معاونت آموزش عمومي وامور تربيتي تدوين و به تصويب کميسيون معين شوراي عالي آموزش و پرورش خواهد رسيد .
تبصره 3- پژوهشکده تعليم و تربيت نسبت به ارزيابي از طرحهاي مذکور اقدام و نتيجه را جهت تصميم گيري نهايي به شوراي عالي آموزش و پرورش ارائه خواهد داد .
موضوع : اجراي آزمايشي مقياس کيفي در دوره ابتدايي و ارتقاي خود به خود دانش آموزان در ششصد و هفتاد و نهمين جلسه شوراي عالي آموزش و پرورش مورخ 20/8/81 به تصويب رسيد . صحيح است به مورد اجرا گذاشته شود .

……………………………………………………………………………………………………………………

رأي صادره در ششصد و هفتاد و چهارمين جلسه شوراي عالي آموزش و پرورش مورخ 5/2/1381



در مورد آيين نامه امتحانات دوره هاي ابتداي و راهنمايي تحصيلي

شوراي عالي آموزش و پرورش با توجه به گزارش کميسيون معين شورا در مورد اصلاح آيين نامه امتحانات دوره هاي ابتدايي و راهنماي تحصيلي ، موارد زير را تأييد و مورد تصويب قرار داد .
1- آيين نامه امتحانات دوره هاي ابتدايي و راهنمايي تحصيلي ويرايش ادبي و علمي شود .
2- به معاونت آموزش عمومي و امور تربيتي مأموريت داده شود ظرف 4 ماه در زمينه هاي زير مطالعه و گزارش خود را به شوراي عالي ارائه کند .
الف – تبديل مقياس ارزشيابي کمي ( 20 -0) به کيفي و تعيين معيارهاي مناسب ارزشيابي از دروس .
ب- ارتقاء خودکار در دوره ابتدايي به ويژه پايه هاي اول تا سوم .
ج- بررسي امکان جايگزيني ارزشيابي ملي ( جامع - استاندارد ) به جاي امتحان هماهنگ و نهايي دردوره آموزش عمومي
د- اصلاح ضوابط جهش تحصيلي در دوره آموزش عمومي و ارائه راهکارهاي اجرايي لازم .
ه- امکان اعتراض به نمرات شفاهي – عملي و ارزشيابي مستمر .




خانه
بازگشت




 
این پروژه به قیمت فرهنگ سازی تمام می شود
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٤ امرداد ،۱۳۸٤  

مدتی است که درگيرتصويرسازی کتابهای درسی هستم.پروژهايی که حاصل کار گروهی جندين نفر است از مهر سال ۸۵ به دست بچه ها و معلم های دوره ابتدايی می رسد.محمدحسين تهرانی مديرهنری يکی از اين پروژه هاست ومصاحبه اش خواندنی.

 

 

 

 

 

تصویرسازی کتاب های فارسی پایه های اول و دوم دبستان در گفت و گو با محمد حسین تهرانی

 گفت و گو: محمد حسین ديزجی

.

·  اگر فرض را بر این بگذاریم که هر تصویر هر سال می تواند بهتر باشد و منجر به رشد و تعالی کتاب های درسی شود. ضرورت بازنگری مشخص می شود.

***

·  یک تصویر نباید حتی از حیطه ظاهری و کارآرایی های خود عدول کرده و جلوتر از متن پیش برود. زیرا باعث درو شدن مفهوم آموزشی متن برای مخاطب می شود.

***

·  گاهی باید تصاویر یک کتاب را تغییر داد. اگر این تغییر بدلیل نداشتن کارکرد باشد و تصویر از عیوب مختلف رنج ببرد. این تغییر نشان از عیب آن کار دارد.

***

·  450 ساعت وقت برای گفت و گو با تصویرگران کردم، تا در آن ها نسبت به کاری که انجام می دهندایجاد علاقه نمائیم. می خواستم باور کنند کارشان از چه جایگاه و اهمیتی برخوردار است وبعد مشغول شوند.

***

چندی قبل کتاب های سال های اول و دوم دبستان را جهت تصویرگری در قالب یک پروژه به او سفارش دادند. مدیریت هنری کار را هم برعهده اش گذاشتند تا از سال ها تجربه اش و آموخته هایش در این عرصه بهره جوید و محصولی ارزشمند را ارائه دهد. این حرکت با اولین جشنواره تصويرسازي کتاب هاي درسی در ایران همزمان شد. او می دانست که این جشنواره دستاوردهای متعددی دارد. یکی از محاسن جشنواره معرفی تصویرگران جوان به جامعه است. بر آن شد تا از این منابع انسانی در پروژه ای بهره جوید. ابتدا با 50 تصویرگر شروع کرد. مدت چهارماه تست های کارشناسی را انجام داد و افراد را از لحاظ سبک وسیاق کار و موضوعی که توان اجرا در آن دارند به محک تجربه آزمود. حدود 30 نفر ماندند و تعامل و گفت وگو آغاز شد. طرح ها و اتودهای گوناگونی عرضه کردند. باز از این جمع 10 نفر کنار رفتند. کار با بقیه افراد پی گرفته شد. کاری که تا امروز هم ادامه دارد، مهر 83 کلید خورد. همه منتظرند تا محصول این کارگروهی را رو ی میز های مدرسه و داخل کیف بچه ها مشاهده کنند.

برای آشنائی با این پروژه و فراز و فرود آن تا امروز به دیدار محمد حسین تهرانی رفتیم. او مدیر هنری و مسئول این کار بزرگ است. نامش برای اهالی تصویرگری و تصویرسازی کتاب درسی آشناست. متولد 1339 و فارغ التحصیل نقاشی از دانشگاه هنر است. کتاب های متعددی در آموزش وپرورش ما آراسته به طرح ها، تصاویر و آثار هنری اوست. با هم این گفت و گورا می خوانیم.

***

 

§  مدیریت هنری این پروژه بر عهده شماست. از این پروژه برایمان بیشتر بگوئید ؟

ــ ابتدا باید عرض کنم که یک مدیر هنری از نظر علمی و کارشناسانه فراتر از یک سفارش دهنده است و حتی از یک هماهنگ کننده گسترده تر عمل می کند. شناساندن متن و درک مفاهیم آموزشي در تصویر و تصویرگری  به عنوان یک جریان سازی بر عهده مدیر هنری است.

 بر اساس صحبت های انجام شده وقتی این خلاء احساس شد که تولید یک کتاب درسی با توجه به استانداردهای علمی و کارشناسانه، نتیجه یک روند سازمان یافته و بهینه می باشد، مجموعه من به سمت و سوئی کشیده شد که در برخورد با تصویرگران و صحبت از زمینه های فنی کار از یک حالت اجتماعی به سوی فضاهای آموزشی کشانده شود. به ضرورت دیده شد که خلاء های مختلف از جمله خلاء های آموزشی در سطح دانشگاهی را نیز می بایست در مورد تصویرگران پر می کردم. حتی باید نگاه حرفه ای تصویرگری کتاب کودک را در تعامل و صحبت با افراد به آنان می شناساندم. باید افراد درمی یافتند که کتاب درسی تریبون نمایش آثار حرف تصویرگر نیست، بلکه تصویرگر با توجه به استانداردهای شناخته شده و ناشناخته فضاهای آموزشی ما باید با حساسیت و درایت بسیار به خلق آثار بپردازد. مشکل بزرگ من در انجام این پروژه ایجاد فرهنگ سازی کتاب درسی بوده و هست.

§  شما امروز پروژه ای را پذیرفته اید که پیش از این محصول کار خودتان بود وچرا دوباره این تصویرسازی را انجام می دهید ؟ در واقع شما مشغول بازسازی تصاویری هستید که دیروز خودتان خالق آن بوده اید ؟

ــ کتاب های را که آن روز تصویرسازی کردیم در شرایط خودش کاملا کاربردی بود. بازخوردهای تحقیقی که به ما رسید نشان از مناسب بودن آن داشت. ولی اگر فرض را براین بگذاریم که هر تصویر هر سال می تواند بهتر باشد و منجر به رشد و تعالی کتاب های درسی شود ضرورت بازنکری مشخص می شود. البته بازنگری به مفهوم این نیست که شاید تصاویر قبلی مشکل داشته است، بلکه می توان از این زاویه نگاه کرد که شاید انتظارات ما از پیشرفت و بهتر شدن و حرکت به سوی تعالي باعث می شود تا خودمان نسبت به کارهای دیروز راضی نشده و دنبال ارائه کارهای بهتر هستیم. با شناختی که از توانائی های خود پیدا کرده ایم می دانیم که قادر به خلق آثار تازه تری می باشیم. کتاب هایی که کار شد به جراًت بهتر از کتاب های قبل خود بود. صد در صد می توان گفت کتاب های آینده از کتاب های امروز ما با همه حساسیت و دقتی که بخرج می دهیم بهتر خواهد بود.

§  شما براساس چه معیارهایی افراد را برای انجام تصویرسازی پیرامون موضوعات مختلف مثل شعر داستان مطالب علمی و نظایر آن انتخاب کردید ؟

ــ فرض بر این بود که تمام تصویرگران از آموزش های آکادمیک و فنی جهت تصویرگری برخوردارند. به طور مثال برای کشیدن یک تصویر دچار مشکلاتی در زمینه های آناتومی پرسپکتیو رنگ و ناتوانائی های ناشی از آن نمی شوند و ناتوانای های ناشی از این قضیه را با این بیان که کار من مدرن است پنهان نمی سازند. تشخیص حسی در تصویرگر در ارتباط با تولیدات اثرش رابطه حسی دارد. برخی از افراد گرایش به مطالب جدی دارند و برخی به مسائل رمانتیک و حتی حسی تر تمایل نشان می دهند. این گرایش ها در بیان یک موضوع نیز انعکاس پیدا می کند. پس لازم بود یک محک اولیه از این نظر زده شود. به دنبال آن برخورد حرفه ای و اخلاق مرتبط با کار حرفه ای و موقعیت و جایگاه تعیین کننده مدیر هنری می بایست بدون تعجب و با یک شیوه روشن این نکات شناخته می شد تا بتوان یک تعامل مناسب برای انجام یک تصویر صورت پذیرد. مرحله انتخاب دوستان مرحله بعدی بود.

به طور مثال یک مدیر هنری از لحاظ تجربه ای که دارد مفهوم و جان یک مطلب یا خلاء آن را تعیین می کند و مشخص می سازد که کدام بخش باید تصویر داشته باشد. ولی تصویرگر با گرایش حسی و سلیقه فردی خود به انتخاب موضوع برای تصویرگری می پردازد، شاید از نظر فنی و آموزشی این انتخاب تصویرگر، انتخاب مناسب و بهینه ای نباشد. اینجاست که باید نظرات مدیر هنری به عنوان یک راهنما محترم شمرده شود. من معتقدم در این راه باید از بحث های غیر حرفه ای و جدل های بی مورد خودداری کرد.

یکی از مفاهیم علمی و کارشناسی تصویرگری این است که تصویر باید در خدمت متن باشد. این نکته بویزه در کتاب های درسی از اهمیت بیشتری برخوردار است. یک تصویر نباید حتی از حیطه زیبایی ظاهری و کارآرایی خود عدول کرده و جلوتر از متن پیش برود زیرا باعث دور شدن مفهوم آموزشی متن برای مخاطب می شود. در نتیجه مدیر هنری باید در این حوزه ها هم حساسیت بخرج بدهد. باید تصاویری توسط تصویرگر ارائه شود که کارکرد آموزشی آن کاملا مناسب باشد.

§  به عبارت بهتر شما تصویرگرانی را انتخاب می کردید که علاوه بر تسلط در کار بتوانند خود را با مدیر هنری هماهنگ نمایند و از اعمال سلیقه شخصی پرهیز کنند ؟

ــ اگر این کار را یک مثلث فرض کنیم مدیر هنری یا همان کارگردان هنری در کنار تصویرگر و گرافیست سه ضلع را تشکیل می دهند. روش اجرا به هیچ وجه نباید به سمت یکی از اضلاع کشانده شود. رعایت این مفاهیم علمی و کارشناسانه به معنای اجباری کردن یا خلاء خلاقیت در انجام یک تصویر نیست. چرا که تصویرگر کتاب درسی از همین کوچه پس کوچه ها بايد گذر كند تا بتواند به سر منزل مقصود برسد. اين كوچه پس كوچه ها شناخته شده ای است. مدیر هنری بواسطه تجربه و مطالعاتش مسیر را به  تصویرگر انتقال می دهد. این مسیرها هیچ کدام مسیرهای سلیقه ای یا شخصی مدیر هنری نیست. بلکه از طریق دستاورئهای علمی به هم پیوسته امروز به ما رسیده است.

§  آیا در این کار، تصویرگران یک مجری صرف بودند یا امکان ارائه خلاقیت را در کارها داشتند ؟ اگر بحث خلاقیت هم مطرح بود در کجا مطرح می شد ؟

ــ در یک کار تیمی روابط از پیش تعیین شده ای بین اعضاء باید وجود داشته باشد. افراد عضو یک تیم باید این روابط را پذیرفته و به آن احترام گذاشته و به نکات آن عمل نمایند. همانطور که تصویرگر به اختیارات مدیر هنری در انجام پروژه احترام می گذارد و براساس آن عمل می کند مدیر هنری نیز با توجه به تجربیاتش باید مسیرهایی را انتخاب کند که منجر به بروز خلاقیت های تصویرگر شود. همچنین اگر ضعف هایی در کار تصویرگر هست نمایان نشود.

§  تصویرگران در چه بخش هایی از کارشان امکان بروز خلاقیت را دارند ؟

ــ تصویرگری کتاب درسی یک تارو پود تنیده شده نیست که تصویرگر جرا‏‏‎ت تکان و حرکت نداشته باشد بلکه بیان یک موضوع به صورت مؤدبانه است و شاید این قضیه خیلی کلی باشدولی مفهومش این است که تصویرگر با هر تکنیک یا فضاسازی می تواند موضوع را ارائه دهد. اما این کار باید براساس فضای آموزشی باشد.

§  لطفا مثالی در این رابطه بزنید تا قضیه کمی روشن تر شود ؟

ــ فرض کنید که می خواهید اطلاع بدهید که حسن آمد. آمدن حسن را می توان به چندین لحن بیان کرد که هر کدام در فضاهای خاصی مثل مجله، کتاب داستان، کتاب درسی و نظایر آن می تواند متفاوت باشد. میزان تاثیر یک تصویر به لحن ادای آن برمی گردد و اینجاست که موضوع کارکرد آموزشي پیدا می کند. یک کلاس درس را هم می توان در یک فضای آموزشی نشان دادو هم در یک نگاه فانتزی آن را معرفی کرد. در واقع این کار هم یک لحن و هم یک باید و نباید است.

§  در حوزه انتخاب رنگ، تصویرگران شما از چه موقعیت و قدرتی برای کار برخوردار بودند ؟

ــ این کار به شناخت شگردهای یک کار آموزشی برمی گردد. تصویرگران در رنگ آمیزی های خود اغلب به رنگ های خاصی تمایل دارند و هنگام کار آن را به گونه ای اجرا می کنند که رنگ مورد نظرشان رنگ های دیگر را تحت تاثیر قرار می دهد. گاهی ممکن است این جلب توجه بیش از حد و اندازه لازم صورت بگیرد و مخاطب را از دریافت اصل موضوع دور کند. گاهی هم ممکن است تصویرگر از رنگ خاصی بیشتر خوشش بیاید و فضای حاکم بر تصویر را با آن رنگ پوشش دهد.

به طور مثال ممکن است رنگ مورد نظر تصویرگر می بایست تداعی کننده محبت عاطفه و گرما باشد.

اینجاست که تاثیر تصویر با موضوع آن مغایرت خواهد داشت.

بحث نهایی کار رنگ در چاپ نیز بسیار تعیین کننده است. استفاده از رنگ های نامناسب و کنار هم قراردادن آن ها گاهی اوقات یک کار زیبا را پس از چاپ تبدیل به یک تصویر کدر و خاکستری می کند که دیگر نمود اصلی را ندارد. اینجاست که شناخت تصویرگر از امکانات و محدودیت های چاپ از نظیر نوع کاغذ و مرکب اهمیت پیدا می کند. به طور مثال ما در برخی از تصاویر ممکن است از رنگ فسفري استفاده کنیم تا تصویر زیبا جلوه کند. این در حالی است که ما پس از چاپ آن زیبایی رنگ فسفری را نخواهیم داشت. همین نکته ظریف، جایگاه مدیر هنری در تعیین رنگ برای تصویرسازی را مشخص می سازد. تصویرگر ممکن است تنها زیبایی نوع رنگ را ببیند در حالی که مدیر هنری به دلیل شناخت ذات شیمیائی آن رنگ تصمیم صحیح تری را می گیرد. اینجاست که تجربه و شناخت از وضعیت چاپ و نوع و خاصیت رنگ ها معنا پیدا می کند.

§  هدف از اجرای این پروژه از نگاه شما چیست ؟

ــ هدف از پروژه در نگاه سطحی داشتن دو کتاب فارسی با تصاویری ازتصویرگران مختلف و متعدد است. اما اگر بخواهم کمی عمیق تر به ماجرا بنگرم باید گفت تصویرگری کتاب های درسی زمینه و بستر خاصی دارد که اگر نتیجه آن مناسب بود این دستاورد تبدیل به یک روند و جریان می شود تا تیم تصویرگر کتاب براساس تجربیات خود بتوانند به شناخت و معرفت مناسبی از نظر تصویرگری کتاب درسی دست پیدا کنند. اینجاست که کار مدیر هنری از یک سفارش دهنده و تصویرگر ازیک سفارش گیرنده فراتر رفته به بحث فضاسازی معرفتی کتاب درسی کشانده می شود. در چنین وضعیتی تصویرگر می تواند جدا از اين تيم و با توجه به شناختي كه پيدا كرده، كارهايي با حال و هواي آموزشي ارائه دهد. شايد اين شناخت در تعاملي كه ايجاد مي شود نه براي مدير هنري و نه براي تصويرگر قابل لمس نباشد ولي مي توان تاثيرات آن را در يك روند كلي  و كاركرد آينده تصاوير مشاهده كرد.

اگر اين حساسيت ها وجود نداشته باشد، شايد بتوان در زمان كوتاه تر و با تلاش و زحمت كمتر هم به نتيجه رسيد و تصاويري ارائه كرد. ولي از آنجا كه تصاوير آموزشي پس از چاپ كاركرد خود را نشان مي دهد و بر اثر بازخوردها مي توان درباره اثر قضاوت كرد، بهتر است از هم اكنون به اهميت و جايگاه آن واقف شد. همين دقت نظرها و حساسيت در كار باعث مي شود تا يك تصوير پس از چاپ ماندگار شده و يا براساس بازخوردها نياز به تعويض پيدا كند و هزينه هايي را به آموزش و پرورش كشور تحميل نمايد.

§  بنابراين هر تغيير و جابجائي در كتاب ها بايد با دلايل منطقي صورت بگيرد. اصولا چه نوع تغييري خوب و چه نوع جابجايي به دليل ايرادات تصوير انجام مي شود ؟

ــ گاهي بايد تصاوير يك كتاب را تغيير داد. اگر اين تغيير به دليل نداشتن كاركرد باشد و تصوير از عيوب مختلف رنج ببرد، اين تغيير، كار خوبي براي آن تصوير نيست و نشان از عيب آن كار دارد. حال اگر تصوير را به اين دليل كه در شرايط امروز جامعه ديگر پاسخ گوي نياز نيست، دستخوش تغيير كنيم، اين عوض كردن، عيب محسوب نمي شود. زيرا تصوير مورد نظر در ذات خود خوب و فاقد ايراد بوده و تنها به دليل به روز نبودن و عدم پاسخگويي به نياز جامعه تغيير مي كند. تمام تلاش من در اين پروژه بر اين است كه كار را طوري به انجام برسانم كه اگر قرار است در آينده تغييري انجام گردد از نوع دوم باشد.

§  براي اين پروژه چه دستاوردهاي احتمالي پيش بيني مي كنيد ؟

ــ دستاوردهاي اين حركت تنها در سفارش دادن و سفارش گرفتن يك تصوير و ارائه آن در كتاب درسي به صورت انتزاعي و مجرد نيست. بلكه هدف و سعي ام براين بوده و هست كه براي فضاي تصويرگري كتاب درسي در واقع عوامل انساني را شناخته و از نظر علمي و كاربردي يك سرمايه گذاري در اين زمينه صورت پذيرد تا در آينده آموزش و پرورش نه تنها به چند تصوير مناسب بلكه به چندين تصويرگر مجرب و توانا در اين حوزه دسترسي پيدا كرده باشد.

§  اين پروژه چقدر زمان صرف كرده و خاتمه آن را در كدام ماه پيش بيني مي كنيد ؟

ــ برآورد زماني براي شروع، حدود سه ماه بود. اما با توجه به شرايطي كه پيش از اين توضيح دادم، كار براساس روش آزمون خطا و به صورت يك پروژه تحقيقاتي انجام شد. حتي در اين ميان فرهنگ كار تيمي انجام دادن را هم تجربه كرديم. من پيش بيني مي كنم تابستان 84 اين پروژه خاتمه يابد.

§  انجام كار گروهي در اين پروژه ها چه ويژگي دارد ؟

ــ مهمترين نكته در انجام كار گروهي، رسيدن از خردفردي به خردجمعي است. فردي تجربه هاي فردي با تجربه هاي جمعي آميخته و به صورت تصاعدي منعكس شود، يك رشد انفجاري را در پي دارد. شايد شما در يك كار فردي به نتيجه مشخصي كه در ذهن داريد دست پيدا كنيد، ولي در كار تيمي اگر با روند سالم و مشاركتي به مفهوم واقهي هدف برسيد، نتيجه آن انفجاري خواهد بود به گونه اي كه در آغاز پروژه آن را تصور نمي كرديد.

§  در اين كار با مسائل و مشكلاتي هم دست و پنجه نرم كرديد. در لابلاي گفت وگو تا اينجا به برخي از آن ها اشاره داشتيد. از اين مسائل و مشكلات با ما بگوئيد ؟

ــ يكي از بزرگترين مشكلات كار گروهي فردگرايي اعضاي تيم است كه بزرگترين خطرش در نهايت به تك روي در تيم منجر مي شود. اين موضوع سبب از ميان رفتن روح همكاري تيمي ميان افراد خواهد شد. اگر شرايطي در تيم به عنوان كانون مطرح مي شود و شخصي آن را نپذيرد و به آن تن در ندهد، تيم حالت بك زنجير از هم گسسته را پيدا مي كند. موفق بودن يك كار گروهي به روحيه افراد عضو برمي گردد. متاسفانه در كشور ما افراد كمتر حاضرند تن به كار گروهي داده و از عقايد و نظرات شخصي خود به خاطر صلاح يك مجموعم بگذرند و نظرات برتر جمع يا فرد صاحب تجربه را بپذيرند.

§  لطفا به يكي از مشكلات اشاره كرده و از تدبيري كه در زاه برطرف ساختن آن به كار برديد با ما صحبت كنيد ؟

ــ بجز مشكلات انجام پروژه از نظر زماني آن هم به صورت غير دولتي، بزرگترين مشكل، در جهت ايجاد فضايي بود تا تيم تصويرگري از نظر حسي و روحي، احساس هم خانواده بودن كنند. شايد براي اين كار لازم شد من از منش موقعيت كاري خودم بگذرم و روي كار تصويرگري كه هنوز نيازمند آموزش آكادميك بود، ويرايش انجام بدهم، تا آن اثر خوب جلوه كند. حال آنكه ميسر بود در همان نقطه آغاز او را به خاطر ضعف هايش از تيم جدا نمايم.

من براي اين پروژه ناچار بودم در افراد روحيه تيمي را تقويت كنم و در آنان نسبت به كارشان حساسيت ايجاد نمايم. بدقولي هاي افراد در اين پروژه يكي از صدمه هاي بزرگ ما بود كه هنوز هم با آن روبرو هستيم. بر طبق آمارهايي كه تا به امروز گرفتم بين 400 تا 450 ساعت وقت را صرف گفت و گو با تصويرگران براي ايجاد حس علاقمندي نسبت به كار كردم. وظايف ايشان را به خودشان يادآور شدم تا باور كنند و بپذيرند آنچه را كه انجام مي دهند از چه اهميت و جايگاهي برخوردار است. من براي تفهيم اهميت موضوع و رساندن افراد به اين باور ناچار به صرف زمان بودم و اميدوارم در قبال هزينه كردن توانسته باشم در حوزه فرهنگ سازي موثر عمل كنم. البته شايد طولاني شدن زمان اجراي كار در نگاه سطحي يك آسيب تلقي شود ولي من اميدوارم حداقل توانسته باشم افرادي با نگاه جديد براي حضور در ساير عرصه ها را آماده نمايم.

§  در اجراي اين پروژه از چه منابعي استفاده كرده يا كمك گرفتيد ؟

ــ براي شروع كار احساس كردم به يك سري از منابع روز دنيا نياز دارم. بنابراين سراغ كتابخانه معاونت پرورشي و برنامه ريزي آموزشي وزارت آموزش و پرورش رفتم كه با همكاري بسيار صميمانانه و بي شائبه آنان روبرو شدم. البته اين منابع كامل و كافي نبود. در كنار اين منابع از بازخوردها و نظرات مربوط به كتاب درسي سال هاي قبل كارشناسان هم استفاده كردم تا از اين طريق با فضاي فكري مخاطبان كتاب ها بيشتر آشنا بشوم.

در اين فرصت لازم مي دانم از نگاه باز و روشني و حمايت هاي بي دريغ مولفان گروه ابتدائي كه در ايجاد اين فضاي جديد به من كمك بسيار كردند صميمانه تشكر و قدرداني كنم. همچنين از گروه شوراي تصويرگري پروژه كه با همراهي و همكاري و پيشنهادهاي سازنده خود ما را ياري كردند سپاسگزاري نمايم.

§  آيا آثاري را كه شما و گروه خودتان خلق مي كنيد در جاي ديگر هم مورد ارزيابي قرار مي گيرد ؟

ــ در واقع دو گروه در دو مرحله اين آثار را ارزيابي مي كردند. گروه اول، مولفان كتاب هاي درسي بودند كه از زاويه پيام هاي آموزشي به تصاوير نگاه مي كردند و گروه بعدي، شوراي تصويرگري بود كه از زاويه منابع زيبا شناسانه آثار را بررسي مي كردند. در مرحله اول، طرح ها به صورت خطي و اتود مورد ارزيابي هر دو گروه قرار مي گرفت و سپس در مرحله دوم با كامل شدن تصوير، اين ارزيابي صورت مي گرفت.

§  به عنوان حسن ختام اين گفت و گو اگر نكته اي باقي مانده مطرح بفرمائيد؟

ــ يكي از دشواري هاي اين نوع كارها با انجام آن به صورت استاندارد و شناساندن استاندارد كار به ديگران است. در اين نوع فعاليت ها نتيجه كار سريع مشخص نمي شود تا بتوانيم در مورد استاندارد عمل كردن كار قضاوت نماييم. بايد صبر پيشه كرد و در گذر زمان پروژه را به قضاوت نشست. اگر ما يك سد ساخته بوديم، با آب انداختن به پشت آن مي توانستيم در زمان كوتاه تري نتيجه بگيريم. حال آنكه در اين پروژه عظيم فرهنگي نيازمند گذر زمان براي قضاوت هستيم. انجام اين پروژه ها بيشتر به معنا نزديك است تا به ذات كه ملموس باشد. در هر صورت اميدواريم نتايج اين پروژه را در بطن جامعه شاهد باشيم.

 

   

 



 
به ياد مرحوم مهدی محسنی آهويی عکاس مجلات رشد
ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ خرداد ،۱۳۸٤  

5030


 
خاطره
ساعت ٤:۱٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ خرداد ،۱۳۸٤  

اين عکس روی جلد اولين شماره رشد آموزش ابتدايی چاپ شده بود:

 



Previous Home Next

5034


 
بهبود شرايط آموزشي
ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ اسفند ،۱۳۸۳  

     شركت در مطالعات بين المللي، اين امكان را به برنامه ريزان ايراني مي دهد كه به مقايسه عملكرد دانش آموزان ايراني با ساير دانش آموزان دنيا بپردازند و تدابير لازم را به منظور بهبود شرايط آموزشي اتخاذ كنند.

     معمولاً نتايج اين مطالعات كم تر به دست معلمان مي رسد. كم تر شرايطي پيش مي آيد كه معلمان به طور وسيع درگير بحث و گفت و گو درباره نتايج چنين مطالعاتي بشوند تا از تجزيه و تحليل داده ها، راهي براي بهبود فرايند ياددهي ـ يادگيري دانش آموزان خود بيابند. از جمله اين مطالعات، «مطالعه بين المللي پيشرفت سواد خواندن» با عنوان «پرلز» است. در پرلز 2001، كشور ما هم به همراه 34 كشور ديگر، شركت داشت. هدف اين مطالعه، كمك به بهبود فرايند ياددهي ـ يادگيري در قلمرو سواد خواندن دانش آموزان است. مطالعه پرلز هر 5 سال يك بار انجام مي شود تا كشورهاي شركت كننده بتوانند تغييرات ايجاد شده در برنامه هاي مرتبط با سواد خواندن را، در كشورشان در مقياس جهاني اندازه گيري كنند. اين مطالعه علاوه بر مقايسه عملكرد كشورها، به مقايسه تأثير عوامل محيطي، فرهنگي، خانوادگي و چگونگي آموزش به كودكان در زمينه سواد خواندن، نوع مواد آموزشي، فرايند يادگيري و... مي پردازد.

     نگارنده يقين دارد كه تجزيه و تحليل داده هاي اين پژوهش، علاوه بر كارشناسان، معلمان دوره ابتدايي را نيز در بهبود شرايط براي پيشرفت سواد خواندن، ياري خواهد كرد. اين سؤال پيش مي آيد كه مجريان اين مطالعه براي تجزيه و تحليل داده ها چه تدابيري انديشيده اند؟

     بي ترديد معلمان جست و جوگر و علاقه مند هم منتظر اقدام كارشناسان و مجريان اين مطالعه نمي مانند. به يك نمونه از اين داده ها توجه كنيد:

     « وضعيت دانش آموزان ايراني در پاسخ به سؤالاتي كه جنبه حفظي و استخراج مستقيم اطلاعات از متن داستان را داشته،‌ بهتر از مواردي بوده كه نياز به توضيح و استنباط و استتنتاج داشته است.»

     شما اين داده را چگونه تفسير مي كنيد؟

 

 

 



 
حضوري شايسته
ساعت ٧:٥۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ اسفند ،۱۳۸۳  

     در طول يك دهه اخير، دوره آموزش ابتدايي كشور دستخوش تغيير و تحولات گسترده بوده است. به اعتقاد نگارنده، جهت گيري اين تغيير رشد كيفي اين دوره را سبب شده است. بي ترديد معلمان دوره ابتدايي بيش از ديگران در اين مهم سهم و نقش داشته اند.

     انعطاف و پذيرش معلمان اين دوره، بهترين مجال را در جهت رشد كيفي آموزش ابتدايي ايران فراهم آورده است. معلمان دوره ابتدايي در عرصه هاي علمي، تربيتي، نوآوري، خلاقيت، ابتكار و... حضوري چشمگيرتر از ديگر معلمان دارند. براي نمونه كافي است به آمار شركت كنندگان و برگزيدگان شش دوره «طرح معلمان پژوهنده، مراجعه كنيم، درمي يابيم:

1. آموزگاران و دوره ابتدايي نسبت به دبيران و دوره راهنمايي و متوسطه در پرداختن به طرح هاي پژوهشي موفق تر بوده اند و طرح هاي آنان و نمره هايشان با نمره بالاتري ارزيابي شده اند.

2. تعداد شركت كنندگان در دوره ابتدايي، به مراتب از دوره هاي ديگر بيش تر بوده است. بيش ترين فراواني به دوره ابتدايي (70 درصد)، سپس دوره راهنمايي و مراكز استثنايي(20 درصد) و 10 درصد بقيه به دوره متوسطه و مراكز آموزش عالي تعلق دارد.

از برنامه  معلم پژوهنده كه بگذريم، حضور معلمان دوره ابتدايي را در عرصه هاي علمي تعليم و تربيت كشور مي توانيم به وضوح مشاهده كنيم. كافي است به مراكز علوم تربيتي و برنامه ريزي و حتي سازمان هاي آموزش و پرورش استان ها سري بزنيم تا حضور شايسته معلمان دوره ابتدايي را از نزديك حس كنيم.